ج : آيات پيشگفته از اين حكايت دارد كه نماز در هيچ حال در سفر يا حضر و در حالت امنيّت يا ترس و وحشت ساقط نمىشود ، هر چند ممكن است در سفر و در حالت خوف به صورت قصر برگزار شود و يا حتّى در پارهاى موارد با اشاره . امّا در هر صورت ساقط نخواهد شد چرا كه ذكر خداست و بنده موظّف است خواه ايستاده و خواه نشسته و خواه خوابيده اين ذكر خدا را به جاى آورد و تخلّف از آن در هيچ حالتى جايز نيست و هيچ بهانهاى براى ترك آن پذيرفته نمىشود - چرا كه خطاب بنده با خدا و آيين استوار دين است - و در شرايطى كه امنيّت و آرامش برقرار باشد واجب است به صورت كامل با ركوع و سجدهء كامل و در صورت جماعت با اقتداى كامل به امام در همه بخشهاى نماز برگزار شود ، آنگونه كه مىفرمايد :
« وقتى در شرايط امنيّت بوديد ، نماز را به پاى داريد كه نماز بر مؤمنان تقدير نوشته شده و بايسته است » « 30 » .
سوء قصد
459 - اگر مشركان غطفان از اين پيش هفتاد قارى مسلمان را پس از آن كه امان داده بودند كشتند و اماننامهء مكتوب خود را پاره كردند و با قتل اين پاكان بىاعتنايى خود به هر پيمان و تعهدى را نشان دادند ، اكنون نيز يكى از همين مردم در صدد آن برآمده بود تا كارى مكرآميزتر ، مؤثرتر و زشتتر از آن كار انجام دهد .
ابن اسحاق به سند خود در اينباره چنين روايت كرده است :
« مردى از بنى محارب به نام غورث به خاندان خود محارب و غطفان گفت : « آيا دوست داريد برايتان محمّد ( ص ) را بكشم ؟ » آنان گفتند : آرى امّا چگونه او را مىكشى ؟ » او گفت : « يكباره بر او حمله مىبرم » .
پس آن مرد در حالى كه رسول خدا ( ص ) نشسته و شمشير را بر دامن خويش نهاده بود ، به حضور ايشان آمد و گفت : « اى محمّد ، آيا اجازه مىدهى شمشيرت را ببينم ؟ » . فرمود : « آرى » . پس او شمشير را برداشت و آن را در دست
هامش
( 30 ) - نساء / 103 .