اخراج اين طايفه يهود از مدينه ابو ليلى مازنى و عبد الله بن سلام را بر خرماهاى آنان گماشت و در اين هنگام ابو ليلى خرماهاى خوب را جدا مىكرد و ابن سلام « لون » يا خرماهاى بد را مىچيد و چون از ابو ليلى پرسيده شد كه چرا خرماهاى خوب را مىچيند ، گفت بخاطر آن كه اين كار خشم يهوديان را بيشتر مىانگيزاند و هنگامى كه از ابن سلام پرسيدند كه « چرا خرماهاى بد را چيدهاى ؟ » گفت : « براى اين كه من مىدانم خداوند پيامبر خود را بر اين قوم چيره خواهد كرد و اموال آنان را به غنيمت او در خواهد آورد . بنابراين دوست داشتم خرماهاى خوب را براى آن زمان بر جاى بگذارم » .
بنابراين مشاهده مىشود كه آنچه در اينجا وجود دارد تنها قطع يا چيدن ميوههاست و اين يك تخريب به شمار مىرود ، چرا كه اين ميوهها بالاخره به مصرف خوراك [ انسان يا حيوان ] خواهد رسيد .
كوتاه سخن آن كه آنچه ما دربارهء جواز يا منع تخريب و سوزاندن و ويران كردن از منابع شرعى و سيرهء رسول خدا ( ص ) بدان دست مىيابيم آن است كه :
اوّلا : اصل و اساس كار پرهيز از قطع درختان و تخريب ساختمانهاست ، چرا كه هدف جنگهاى اسلامى آزار و آسيب رساندن به مردم نيست ، بلكه هدف دفع ستم حاكمان ستمگر است ، آنگونه كه روايات همين مطلب را اثبات مىكند .
ثانيا : اگر در شرايطى ثابت شود كه قطع درختان و تخريب ساختمانها حالت يك ضرورت گريزناپذير جنگى به خود گرفته ، از اين قبيل كه دشمن از آن به عنوان پناهگاه و محلّ استتار و ابزارى براى آزار سپاه اسلام استفاده مىكند ؛ در چنين شرايطى گريزى از قطع درختان و تخريب ساختمانها بدين عنوان كه يك ضرورت جنگى است وجود ندارد ، آنگونه كه رسول خدا ( ص ) در محاصره دژ ثقيف همين كار را انجام داد .
ثالثا : سخن فقها مبنى بر جواز تخريب و كندن درختان را بايد چنين تفسير
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 593
مساهمون: حسين صابري
ص٥٩٣