يهوديان داشتهاند آگاه كرد .
اخراج بنى نضير از مدينه
451 - يهوديان نه تنها دعوت رسول خدا ( ص ) به همكارى را كه بر اساس تعهّدات آنان در پيمان خود با آن حضرت صورت گرفت پاسخ مثبت نگفتند ، بلكه در ظاهر سخنانى نرم و فريبنده بر زبان آوردند و در نهان عليه او نقشهاى خبيثانه كشيدند و در صدد اجراى آن برآمدند .
اين خيانت به پيمانى بود كه آنان چند سال قبل با رسول اكرم ( ص ) بسته بودند و بنابراين پيامبر ( ص ) نمىتوانست بپذيرد كه آنان در كنار او زندگى كنند و در همين حال پيمان استوارى را كه با او منعقد كردهاند و او از جانب خود به صورت كامل به آن وفا كرده است بشكنند . چه ، حقوق و تكاليفى كه در پيمانها وجود دارد امورى متقابل و طرفينى است كه به مقدار التزام هر يك از طرفها به آن براى طرف ديگر الزامآور بوده و اين در حالى است كه حسن همجوارى و روابط سالم در درون يك جامعه امكانپذير نمىشود مگر در سايهء پيمانهايى كه بدان وفا شود و تعهّدات و پيوندهايى كه ميان مردم رابطهء دوستى و همكارى به وجود آورد .
[ بدين ترتيب روشن مىشود كه با پيمانشكنى يهوديان اصول و مبانى تشكيل يك جامعهء مشترك و ادامهء حسن همجوارى با آنان از ميان رفته و ] به همين دليل اخراج يهوديان از جامعهء مدينه يك ضرورت گريزناپذير بود . علاوه بر اين علّت رسول خدا ( ص ) نيز با علمى كه خداوند به او داده بود مىدانست كه آنان قصد دارند در آينده عليه او دست به اقدام بزنند و به همين دليل ديگر جايى براى همزيستى مسالمت آميز يهوديان و مسلمانان در مدينه وجود نداشت و مىبايست لزوما آن گروهى كه كمتر و سبكبارتر است آن جامعه را ترك گويد و آن سرزمين را به صاحبان اصلى خود كه همان اكثريّت مسلمانان بودند واگذار كند تا در آنجا در امنيّت و آرامش زندگى كنند ، بىآن كه روباه صفتانى در ميان آنها به سر بردند .