تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١

غزوهء بنى نضير

450 - از اين پيش از اين نكته سخن گفتيم كه غزوهء احد و اين گمان كه مسلمانان در آن شكست خورده‌اند كينه‌هاى نهفتهء يهوديان و منافقين را آشكار ساخت و آنان آنچه را تاكنون از روى ترس و وحشت مخفى مىداشتند ، اينك از سركينه و دشمنى بروز دادند . پس از آن كه حيله و نيرنگ عليه مسلمانان فزونى يافت يهوديان و منافقان نيز نمىتوانستند به ايفاى نقش خود در اين ميدان نپردازند ، بويژه آن كه آنان در جوار مسلمانان قرار داشتند و از توانايى بيشترى برخوردار بودند و حيله آنان كارآتر و مؤثّرتر بود . به همين سبب رسول خدا ( ص ) هشيارى خود را در مقابل آنان حفظ كرد و مراقب حركات آنان و حيله‌هاى ديگران و سدّ كردن مكر آنان و بروز آنچه در دل پنهان مىداشتند بود ، بويژه آن كه اين كينهء نهان آنان خود را در گفتار آنها نشان داده و مكر آنان نيز در برخى از كردار آنها خود را بروز مىداد . در اين ميان عمرو بن اميّهء ضمرى دو مرد را كه رسول خدا ( ص ) آنان را در پناه او قرار داده بود به قتل رساند و از آنجا كه اين يك قتل خطا محسوب مىشد رسول خدا ( ص ) فرمود : « ديهء آن دو را پرداخت مىكنم » . از ديگر سوى قراردادى كه در نخستين روزهاى پس از ورود پيامبر ( ص ) به مدينه ميان او و طايف موجود در اين شهر بسته شده بود حاكى از آن بود كه مىبايست همه در پرداخت ديه به يكديگر كمك كنند . به همين دليل رسول خدا ( ص ) در حالى كه برخى از اصحاب او از جمله على ( ع ) و ابو بكر و عمر به همراه وى بودند به سراغ يهوديان بنى نضير رفت تا آنان سهم خود را در ديهء قتل خطايى كه عمرو بن اميّه مرتكب آن شده بود بپردازند . يهوديان هر چند در ظاهر سخنانى نرم بر زبان آوردند ، امّا عليه او توطئه يك سوءقصد را ريختند . آنان به رسول خدا ( ص ) گفتند : « آرى اى ابو القاسم ، ما آن