نمىانديشيد و به همين سبب نيز نمىتوانست در پاسخ دعوتى كه خواهان تعاليم اسلام است ترديد از خود نشان دهد تا آنچه را خداوند تقرير و تقدير كرده است صورت واقع به خود بگيرد . اما در ماجراى بئر معونه هرگز رسول خدا ( ص ) فريب نخورد ، بلكه هشيار بود و بر جان فرستادگان خود از خشونت و بىوفايى مردم نجد و اين كه آنان اعرابى درشتخويند اظهار بيم كرد و با اعزام فرستادگان خويش موافقت نفرمود مگر آن زمان كه پيمان اعطاى پناهندگى به آنان با ابو براء بست و به اين نيز بسنده نكرد و براى عامر بن طفيل دربارهء مأموريّت آنان نامه نوشت ، هر چند چون فرستادهء پيامبر ( ص ) آن نامه را به او داد او آن را با شمشير خود پاره كرد و البتّه در اين ميان بنى عامر در پاسخ كمكطلبى عامر عليه فرستادگان پيامبر ( ص ) به كمك او نشتافتند تا احترام آن پيمان را كه ابو براء منعقد ساخته بود پاس بدارند . امّا او تحتتأثير روح دغلبازى و نيرنگ از ديگران كمك خواست و آنان نيز به او كمك كردند و آن ماجراى غمبار و كشتار عابدان زاهدى صورتى گرفت كه روزها به كار نيك مىپرداختند و شبها را به شب زندهدارى سپرى مىكردند اين در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) به اين نيرنگ حيلهگران پى برده و با قلب پاك و نورانى خود اين گمان را يافته بود كه ممكن است آنان دست به چنان كارى بزنند و به همين سبب نيز چندان علاقهاى به اعزام آنان نداشت و چون آنان به قتل رسيدند سى روز قنوت به جاى آورد تا از خداى خويش آمرزش طلبد ، هر چند كه او در اين كار نه فريفته شده بود و نه چندان علاقهاى بدان داشت .
به هر حال صرفنظر از اين جنبه بحث آنچه در اين مورد مسلّم است اين است كه اقدام عامر بن طفيل به چنين جنايت و خيانتى جز از آن ناشى نشده بود كه مشركان شايع كرده بودند مسلمانان در نبرد احد شكست خوردهاند ، شايعهاى كه باعث شد دلهاى سازشكاران و مكّاران به اين گمان كه اكنون قريش صاحب قدرتى است بدانان مايل شود و اين در حالى بود كه خداوند خود ياور مؤمنان است .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 580
مساهمون: حسين صابري
ص٥٨٠