هجرت رخ داد . اما اكنون در اينباره چند نكته را شايسته ذكر مىدانيم :
الف : ابو براء يك مسلمان نبود ولى تمايلى به اسلام داشت . او از آنجا كه پيشواى قوم خود بود دوست داشت با آنان همراه باشد و از طرفى نمىخواست آنان را به اكراه به اسلام وادار سازد تا از او و از اسلام گريزان نشوند . وى به همين دليل علاقه داشت آن مردم با دعوت اسلام آشنا شوند تا پس از آشنايى آنان با اين آيين مسلمان شدن آنها را اعلام بدارد . وى در راه تأمين اين هدف به اين بسنده كرد كه [ مبلّغانى از رسول خدا ( ص ) بخواهد و ] آن مبلّغان را در پناه خود قرار دهد .
ب : عامر بن طفيل خيانتگر به سود قريش و به سود مشركان كار مىكرد و اين در حالى است كه اگر او به سبب شايعهاى كه قريش بر شكست محمّد در احد پخش كرده بود آنان را قدرتمند نمىيافت هرگز به چنين كارى دست نمىزد .
ج : پيامبر اكرم ( ص ) در اين ماجرا كسانى را به سوى آن مردم فرستاد كه مبلّغان و حافظان قرآن بودند و روز را به انجام كار خير مىگذراندند و شب را زنده مىداشتند [ و همين نشان مىدهد كه هدف آن حضرت از اين اعزام تبليغ بود و نه جنگ ، زيرا او مردانى جنگاور و قهرمانانى چون على بن ابى طالب ( ع ) ، سعد بن ابى وقّاص و زبير بن عوّام را به سوى آنان اعزام نكرد ، هر چند اين گروه نيز در زهد و عبادت از آنان كمتر نبودند و شيران دلاور روز و زاهدان پارساى شب بودند .
د : اين رخداد دوّمين نيرنگى بود كه با رسول خدا ( ص ) و عليه مبلّغان او روا داشته مىشد ، چه نخستين حيله در رجيع و دوّمين آنها در بئر معونه بود .
اينك جاى اين پرسش است كه آيا پيامبر ( ص ) با آن كه رهبر اين امّت بود به همين سادگى فريب خورد ؟ پاسخ چنين پرسشى آن است كه فريفته شدن دربارهء رسول خدا ( ص ) امرى بعيد نبود ، چرا كه او نيز همانند ديگران يك انسان بود و در كار خود بهقدر ممكن احتياط مىكرد و همين او را بسنده بود . اما خداوند چنين تقرير فرمود كه آن مخلص بزرگوار فريفته شود ، چه مخلص بزرگوارى كه كارهاى مردم را به نيكى حمل مىكند و در آن قصد خير را محتمل مىداند به سهولت بيشترى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 578
مساهمون: حسين صابري
ص٥٧٨