تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 579

مساهمون:

ص٥٧٩
فريب مىخورد تا آن نيرنگباز پستى كه همه كارهاى مردم را بد مىبيند و به همه بدگمان است . خداوند در اين‌باره كه مشركان قصد فريب دادن آن حضرت را مىكردند مىفرمايد : « اگر آنان قصد خدعه و نيرنگ با تو داشته باشند خداوند تو را كفايت است ، آن كه تو را به يارى خويش و به مؤمنان مؤيد داشت و دلهاى آنان را به هم نزديك ساخت [ در حالى كه ] اگر همه آنچه را در روى زمين بود خرج مىكردى نمىتوانستى ميان دلهاى آنان الفت برقرار كنى ، اما خداوند ميان آنان الفت ايجاد كرد كه او عزّتمند و حكيم است . اى پيامبر ( ص ) تو را خداوند و كسانى از مؤمنان كه از تو پيروى مىكنند كفايت است » « 9 » . بنابراين چنين فرضى ممكن است كه پيامبر ( ص ) به خدعه و نيرنگ دغلبازان فرومايه دچار شود و آن مرد مؤمن حكيم با آن كه حكمت داده شده و آن را به مردم آموخته است از سويى كه آمادهء آن نيست و به صورت ناخواسته گرفتار فريب شود . از سوى ديگر نبايد اين را از ياد برد كه رسول خدا ( ص ) بشدت علاقه‌مند تبليغ رسالت پروردگار و هدايت [ مردم و از جمله ] اعراب به يگانه پرستى و پرستش خداوند بىهمتا بوده و اين همان هدفى بود كه او براى آن برانگيخته شده بود و حتى جنگهاى او نيز تنها به خاطر دفاع از همين دعوت و حمايت از آن در مقابل هرگونه ستم و تعرّض بود ، نه آن كه يك هدف مطلوب مستقل باشد . بنابراين در چنين شرايطى اگر كسانى بيايند و بسادگى خود راه را بر روى دعوت بگشايند طبيعى بود كه به چنين دعوتى پاسخ مثبت دهد ، بويژه آن كه در آغاز احتمال چنين حيله و نيرنگى نمىرفت ، هر چند اگر همان نيرنگبازان دوباره تقاضايى مشابه مطرح مىكردند احتمال فريب فراوان بود . در حقيقت بايد پذيرفت كه رسول خدا ( ص ) در ماجراى رجيع هدف نيرنگ و خدعه قرار گرفت ، چه او رسولى بود كه جز به تبليغ رسالت پروردگار خود
هامش
( 9 ) - انفال / 64 - 62 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 579 | حسين صابري / محمد أبو زهرة