تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
رسيدند آن مردم با آنان حيله ورزيدند و آنان را كشتند . پس اين خبر به رسول خدا ( ص ) رسيد و آن حضرت يك ماه در قنوت نماز صبح خود عليه گروههايى از اعراب يعنى عليه رعل و ذكوان و عصيّه و بنى لحيان دعا كرد » « 7 » . روايت شده است در زمانى كه آنان آماج حملات دشمن قرار گرفته بودند گفتند : « از جانب ما به خاندان ما برسانيد كه ما به ملاقات پروردگار خود شتافتيم و او از ما خشنود بود و ما از او خشنود بوديم » . آنان در حالى هدف حمله قرار گرفتند كه به تعليم قرآن به مردم پرداخته بودند ، آن‌سان كه رسول خدا ( ص ) نيز آنان را براى همين مقصود اعزام فرموده بود . به همين سبب ما بر خلاف آنچه از دوّمين روايت بخارى برمىآيد اين نظر را ترجيح مىدهيم كه آنان براى جنگ يا براى كمك نظامى به كسى يا گروهى اعزام نشده بودند . اكنون بتفصيل ماجراى اين گروه و فرجام آنان كه با حيله و نيرنگى روبرو شدند كه در نزد خداوند و در نزد هر انسان با شرافتى زشت و ناخوشايند است مىپردازيم . آنان همان‌گونه كه ابو براء درخواست كرده و رسول خدا ( ص ) آنان را مأمور كرده بود براى هدايت و راهنمايى مردم رفتند . در اين ميان رسول خدا ( ص ) به همراه منذر بن عمرو نامه‌اى براى عامر بن طفيل فرستاد و به وى توضيح داد كه اين گروه تنها يك گروه تبليغى است و نه يك گروه نظامى به هدف جنگ . اما آن مرد كه از دشمنان رسول خدا ( ص ) بود پيمان پناهندگى و تعهّد دوست مشرك خود ابو براء را كه به اصرار او رسول خدا ( ص ) به اعزام آن گروه تن در داده بود - در حالى كه قبل از آن از اين امر ناخشنود بود ولى سرانجام اهميّت تبليغ و نيز اين نكته كه احتمال چنين حيله و خيانتى نمىرفت او را به اين كار واداشت - مراعات نكرد و محترم نشمرد و به همين سبب نيز حامل آن نامه را به قتل رساند . بخارى در مورد عامر بن طفيل مىگويد :
هامش
( 7 ) - همان . ص 71 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 576 | حسين صابري / محمد أبو زهرة