تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
مىفرستادى و آنان آن مردم را به [ ايمان آوردن به ] رسالت تو دعوت مىكردند اميد آن را داشتم كه به دعوت تو پاسخ گويند » . پيامبر ( ص ) فرمود : « من نسبت به آنان از مردم نجد بيم دارم » . اما ابو براء گفت : « آنان در پناه من خواهند بود » « 5 » . بدين ترتيب رسول خدا ( ص ) كه بشدّت علاقه‌مند و در پى تبليغ رسالت پروردگار خود بود هنگامى كه موضعى مناسب براى تبليغ و زمينه‌اى براى آن يافت و بويژه هنگامى كه ابو براء اعلام كرد كه مبلّغان مسلمان در پناه او خواهند بود ، گروهى را - كه به روايت بخارى هفتاد نفر و به روايت ابن اسحاق چهل نفر بودند - براى اين مأموريت فرستاد و منذر بن عمرو از افراد بنى ساعده را به فرماندهى آنان گماشت . اينك ادامهء اين ماجرا را به بخارى وا مىگذاريم . او مىگويد : « رسول خدا ( ص ) هفتاد نفر را كه به آنان قاريان قرآن گفته مىشد براى كارى فرستاد و در ميانهء راه دو تيره از بنى سليم يعنى رعل و ذكوان در مكانى به نام بئر معونه سر راه آنان را گرفتند . آنان گفتند : « به خداوند سوگند ما به قصد شما نيامده‌ايم ، بلكه در پى كارى ديگر كه پيامبر ( ص ) ما را بدان گماشته روانه‌ايم » . اما آن مردم [ اعتنايى نكردند و ] آن گروه را به قتل رساندند و پس از آن چهل روز رسول خدا ( ص ) در نماز صبح آنان را نفرين كرد » « 6 » . بخارى در روايت ديگرى به بيان حال آن مردم و اين نكته كه از رسول خدا ( ص ) خواستند كسانى را به يارى آنان بفرستد تا قرآن را به آنها بياموزند چنين مىگويد : « رعل و ذكوان و عصيّه و بنى لحيان به حضور رسول خدا ( ص ) رسيدند و در مقابل دشمن خود از آن حضرت يارى طلبيدند . پيامبر ( ص ) هفتاد نفر از انصار را كه به اصطلاح آن روز آنان را قاريان قرآن مىناميم به كمك آنان فرستاد . آن گروه روزها هيزم جمع مىكردند و شبها نماز مىخواندند و چون به بئر معونه
هامش
( 5 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 73 . ( 6 ) - همان . ص 71 .