تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
ميان رفت و گوهر ناب برجاى ماند و صيقل يافت . البتّه در همان حال كه مؤمنان پشت سر رسول خدا ( ص ) به دعا مشغول بودند كسانى كه بيم [ جان ] و انديشهء [ غنايم از دست رفته ] در دل داشتند مىگفتند : « آيا اندكى از حقيقت نيز با ما هست و ما بر حقّيم ؟ ! . . . اگر ما بر حق بوديم در اينجا كشته نمىشديم » « 27 » . در همين حال نيز منافقانى كه ضعف و تزلزل روحيّهء اين گروه را مىديدند به آنان مىگفتند : « اگر آنان از ما فرمان مىبردند [ و به جنگ نمىرفتند ] كشته نمىشدند . بگو شما اگر راست مىگوييد مرگ را از خودتان دور كنيد » « 28 » .

پيامدهاى احد

441 - سپاه اسلام در نبرد احد شكست نخورد و البتّه مدعى نيز نيستيم كه به پيروزى دست يافت ، چرا كه مشركان از صحنهء نبرد جان سالم به در بردند و اين امكان را به مسلمانان ندادند كه ضربهء سختى بر آنان وارد آورند . بلكه با خشنود شدن به آسيبهايى كه با حالتى شبيه يك غارت و شبيخون و نه در حالت يك نبرد عادلانه بر مسلمانان وارد آورده بودند از صحنهء نبرد بيرون رفتند و از آنجا كه بر شتران خود سوار نشدند پيامبر ( ص ) دريافت كه قصد بازگشت به مدينه را دارند . به همين سبب به مدينه برگشت تا در آنجا به مداواى مجروحين سپاه خود بپردازد و آنگاه پس از يك شب به مقصد حمراء الاسد بيرون آمد تا شايد به مشركان دست يابد و سپاه مؤمنان شكستى را بر آنان وارد آورند . عبد اللّه بن عباس بر اين عقيده است كه خداوند پيامبر ( ص ) را در نبرد احد پيروزى و يارى داد . عبيد اللّه از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : « خداوند در هيچ نبردى آن‌سان كه در نبرد احد [ پيامبر را ] يارى كرد يارى نكرد و پيروز نساخت » عبيد اللّه مىگويد : ما اين سخن ابن عبّاس را رد كرديم و نپذيرفتيم و او گفت :
هامش
( 27 ) - همان / 154 . ( 28 ) - همان / 168 .