من قصد شماتت دارم » .
عبد اللّه همانگونه بود كه خداوند در توصيف او و هم مسلكان او و ديگر بيماردلان مىفرمايد : « آيا آنان كه در دلهاى آنان مرض است پنداشتهاند كه خداوند كينههاى نهفته درون آنها را بيرون نخواهد آورد [ و آشكار نخواهد ساخت ] ؟ در حالى كه ما اگر مىخواستيم آنها را به تو نشان مىداديم و آنها را به چهره مىشناختى ، هر چند آنان را در لحن گفتارشان مىشناسى و خداوند نيز كردار شما را مىداند . ما شما را مىآزماييم تا از ميان شما مجاهدان و پايداران را بشناسيم و كردارتان را آزمايش كنيم » « 31 » .
به هر حال منافقان از آنچه در نبرد بدر گذشته بود شادمان شدند و نشانههاى اين شادمانى كه از خشم و كينهء آنان بود در گفتارشان خود را آشكار كرده بود ، آنسان كه خداوند مىفرمايد : « اگر خوبيى به شما رسد آنان را آزار مىدهد و اگر آزارى به شما رسد از آن شادمان مىشوند و البتّه اگر پايدارى ورزيد و تقوا داشته باشيد مكر آنان هيچ آسيب و ضررى به شما نخواهد رساند . خداوند بدانچه آنان مىكنند احاطه دارد » « 32 » .
اين وضعيّت منافقان در فرداى جنگ احد بود . اينك ببينيم يهوديان چه وضعيّتى داشتند .
يهوديان در فرداى احد
442 - يهوديان از ماجراهاى احد عميقا شادمان بودند و آن ماجراها در آنان طمعهايى را به وجود آورده بود . آنها كينهء انتقام از مسلمانان را در دل داشتند و داغى را كه مسلمانان در ماجراى بنى قينقاع به سبب اعمال اين گروه بر دل آنان نشانده بودند هنوز از ياد نبرده بودند ، بويژه آن كه احتمال اين را نيز مىدادند كه سرنوشتى
هامش
( 31 ) - محمد / 31 - 29 .
( 32 ) - آل عمران / 120 .