اشتباهاتى شدند كه باعث شد گزند و آسيبهايى همانند آنچه در مرحلهء نخست بر مشركان وارد آورده بودند - و البتّه به مراتب سنگينتر از تعرّض آنان به مؤمنان و همراه با شكست و خفّت و خوارى بود - بر آنان وارد آيد و در همين اشتباهات درسها و عبرتهايى وجود دارد ، چرا كه گزندهايى كه به مسلمانان رسيد به عوامل و اسبابى از اين قبيل برمىگردد :
يك : در سپاه مسلمانان كسانى وجود داشتند كه تنها در پى به دست آوردن غنيمت بودند و [ پس از تسلّط مسلمانان بر اوضاع در نخستين مراحل نبرد ] در مقايسهء اوضاع با آنچه در بدر بود پيروزى را مسلّم تلقّى كردند و در پى غنايم رفتند .
نيّات اين گروه قبل از نبرد نيز خود را نشان داده بود ، آنجا كه دو گروه با آن كه خداوند ياورشان بود بر آن شدند كه سست شوند و پا را از صحنهء نبرد كنار بكشند .
اين نيّات و مقاصد در اثناى جنگ نيز خود را علنى ساخت آنجا كه به فرمودهء قرآن كه مىگويد « برخى از شمايند كه خواهان دنيايند و برخى در پى آخرتند » « 24 » دنياخواهان در پى غنيمت رفتند و رسول خدا ( ص ) را نافرمانى كردند . اين گروه و نيّات آنان پس از نبرد نيز رخ نمود ، زيرا آنان اندوهگين و نگران [ جان ] خود و از اين كه در جنگ شركت كردهاند پشيمان شدند ، چرا كه به ثروت و غنيمتى دست نيافتند و خسارتهايى را نيز متحمّل شده بودند . آنان نمىدانستند كه آيين جنگ پيروى از سازمان و دستورات آن است و اگر از اين چهارچوب خارج شوند و با فرمان فرمانده مخالفت ورزند گرفتار شكست و مصيبت خواهند شد و اگر از او فرمان برند و راه درست را بپيمايند به توفيق خداوند به پيروزى خواهند رسيد .
همين گروه بودند كه در صحنهء نبرد احد نيز ترديد دربارهء جهاد را در دل مؤمنان ايجاد مىكردند و خداوند دربارهء همين گروه مىفرمايد : « آيا هرگاه مصيبتى به شما برسد كه دو چندان آن به ديگران وارد آوردهايد مىگوييد اين ديگر از كجاست ؟ بگو اين از ناحيهء خود شماست . خداوند بر هر كارى تواناست و آنچه در
هامش
( 24 ) - همان / 152 .