بپردازند ، تا آنجا كه مشركان دريافتند كه با اين نبرد مجدّد [ در صورتى كه ادامه يابد ] هر چه تاكنون به دست آوردهاند از چنگ آنان در خواهد آمد .
همچنين در نبرد احد در فرداى آن مسلمانان به تعقيب مشركان پرداختند و اين نشان مىدهد كه آنان هر چند زخمهايى برداشته بودند ، امّا شكست نخورده بودند ، چرا كه براى خدا مىجنگيدند و جنگ براى خدا شكست ندارد .
بنابراين مشركان نمىتوانند ادّعا كنند كه آنان با مسلمانان برابرند و نبرد قبلى را اكنون تلافى كردهاند ، چرا كه مقايسه آمار و ارقام پيش گفته نشان مىدهد كه در مجموع خسارتهاى اين دو نبرد مسلمانان خسارتهاى بيشترى را به مشركان وارد ساختهاند . زخمها و خسارتهايى نيز كه در نبرد احد بر مسلمانان وارد آمد يك شكست محسوب نمىشود و به گفتهء دوستمان فرمانده بزرگ سرتيپ ستاد محمود شيت خطاب از دست دادن ده درصد نيروى رزمى با سرپا بودن سپاه و با ادامه راه پيروزى از سوى آنان به هيچ وجه يك شكست دانسته نمىشود .
بنابراين آنچه در جنگ احد بر مسلمانان وارد آمد تنها يك گزند و يك آسيب بود آن گونه كه قرآن كريم مىفرمايد : « اگر گزندى به شما رسيد پيش از اين به آن مردم نيز گزندى همانند آن رسيده و اين روزگار و ايام است كه آن را ميان مردم دست بدست مىچرخانيم » « 23 » . در اين نبرد آنچه ميان دو گروه دست بدست شد شكست و پيروزى نبود ، بلكه گزندها و آسيبهايى بود كه به صورت همانند به هر دو طرف رسيد و علاوه بر اين مشركان در مرحلهء اوّل نبرد شكست خوردند و در مرحلهء دوّم [ على رغم تسلّط نسبى بر اوضاع ] نتوانستند شكستى را نصيب مسلمانان سازند و بلكه در فرجام كار [ و در تعقيب روز بعد ] از رويارويى با آنان گريختند .
درسهاى احد
439 - هر چند مسلمانان در احد شكست نخوردند ، امّا در اين نبرد دچار
هامش
( 23 ) - همان / 140 .