تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
گفت : « چرا مرا برگرداند در حالى كه خود مىدانم كه برادرم مثله شده و اين در راه خداست و ما چه بسيار بر اين امر خشنود و بردباريم و ان شاء الله صبر و خويشتندارى از خود نشان خواهم داد » . پس زبير نزد رسول خدا ( ص ) برگشت و آن حضرت را از آنچه مادرش گفته بود آگاه ساخت و رسول خدا ( ص ) نيز فرمود : « راه او را باز بگذاريد » . بدين ترتيب صفيّه كنار جسد برادر آمد ، بدان نگريست ، بر آن نماز گزارد ، كلمهء استرجاع بر زبان آورد و براى او آمرزش طلبيد . سپس رسول خدا ( ص ) فرمان داد حمزه به همراه خواهرزاده‌اش عبد اللّه بن حجش - كه مادرش اميمه دختر عبد المطلب بود و - جنازه‌اش چون جنازهء حمزه مثله شده تنها با اين تفاوت كه جگر او پاره نشده بود دفن شوند » « 21 » . اين گونه بود كه رسول خدا ( ص ) آن فرمانده مهربان پس از اين زخمها و آسيبها با خانواده‌هاى جراحت ديده ابراز همدردى مىكند ، همدردى حقيقى و همدردى يك پيامبر كه به آنان اعلام مىدارد كشتگانشان شهيدند و زنده و در پيشگاه خداوند خود روزى مىخورند ، آن سان كه قرآن كريم مىفرمايد : « گمان مداريد كسانى كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده‌اند ، بلكه آنان زنده‌اند و در پيشگاه پروردگارشان روزى داده مىشوند » « 22 » . و نيز اين حقيقت را به آنان يادآور مىشود كه اين شهيدان بهترين « آن دو نيكى » را به دست آورده و اينك آرزو مىكنند كاش بتوانند ديگر بار برگردند و به سان بار نخست در راه خدا به شهادت برسند ، امّا خداوند براى آنان چنين تقدير كرده كه مرده‌اند و برنمىگردند و تنها در روز قيامت آن روز كه زمان آن نزد خدا مشخّص است برانگيخته خواهند شد .

آمار و ارقام

438 - ابو سفيان بن حرب فرمانده سپاه شرك پس از پايان نبرد احد به تفاخر
هامش
( 21 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 42 . ( 22 ) - آل عمران / 169 .