اكنون با چنين وصفى جاى اين پرسش است كه آيا مسلمانان در غزوهء احد شكست خوردند ؟ پاسخ آن است كه در اين نبرد مسلمانان تنها گزند و زخمى برداشتند و اين در حالى است كه در هر جنگى ممكن است رزمندگانى مجروح و كشته شوند و چنين چيزى در قانون جنگ يك « شكست » محسوب نمىشود ، بلكه شكست آن است كه رزمندگان به صحنهء نبرد پشت كنند و ديگر بار نيز به صحنه برنگردند و كاملا فرار كنند .
مهربانى و رحمت فرمانده
437 - فرماندهى كه پا بپاى سپاه حركت مىكند و روح و دل خود را پيشاپيش آنان مىفرستد و در صحنههاى خطر با آنان همراه مىشود بىآن كه هيچ بيم و انديشهاى به دل و خاطره راه دهد همان فرمانده مهربانى است كه خير و نيكى را پى در پى بر سپاه خود مىفرستد و به سان پدرى كه به فرزند توجّه مىكند به آن بذل توجّه مىكند و اگر آنان را به ميدان شهادت مىفرستد براى هدفى والاست كه خود نيز در راه رسيدن به آن پيشاپيش آنان گام برمىدارد .
بنابراين فرمانده پيروز فرماندهى نيست كه سربازان خود را آن گونه كه ابزار و ادوات جنگ را به ميدان مىبرند به ميدان جنگ بفرستد بىآن كه قلبى مهربان بر آنان داشته باشد و در حالى كه اين حقيقت را از ياد مىبرد كه سربازان قلبهايى انسانى هستند كه به ميدان فرستاده مىشوند و جانهايى گرانقدر هستند كه فداى يك هدف والاى انسانى مىشوند كه جنگ به خاطر آن صورت مىگيرد و به خاطر آن انسانهايى به ميان چكاچك شمشيرها مىروند و در راه يارى آن و در راه تأييد كلمهء حق مرگ را در آغوش مىگيرند . چنين فرمانده سرسختى كه جنگ را فقط يك برنامهء خشك و انعطاف ناپذير مىداند نه يك جلوه از رحمت و يا دست كم چيزى همراه با رحمت ، هرگز پيروز نمىشود و اگر حتى يك بار پيروز شود اين پيروزى تكرار نمىگردد ، چرا كه چنين فرماندهى ديگر سپاهى نمىيابد كه به يارى او [ با دل