تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
كسانى كه همراه او از سپاه احد جدا شده بودند تقاضا كردند كه در اين غزوه شركت جويند و در حالى كه مسلمانان از اين امر شادمان شدند رسول اكرم ( ص ) اين تقاضاى آنان را رد كرد و فرمود : « هيچ كس جز آن كه در احد بوده است با من روانه نمىشود » . در پى اين دعوت كسانى كه دين خود را براى خدا خالص كرده و به همه سختيها و رنجها و زخمهايى كه بر آنان وارد آمده خشنود بودند دعوت او را پاسخ گفتند و روانه شدند . روايت شده است كه دربارهء همين گروه از مؤمنان اين آيه نازل شد كه « كسانى كه پس از آن كه گزندى به آنان رسيد [ باز هم ] دعوت خدا و رسول را پاسخ گفتند براى نيكوكاران و پرهيزگاران از آنان پاداشى بزرگ است » « 18 » . اين يك سوى جبهه است كه رسول خدا ( ص ) از مدينه بيرون آمد تا نبرد ديروز را تمام كند و به تعقيب دشمنى بپردازد كه جنگ را از طرف خود پايان يافته اعلام كرده ، در حالى كه هنوز آسياب آن در چرخش بوده است . آنان جنگ را از روى دلسوزى و مهربانى ترك نكردند ، بلكه تنها به سبب بسنده كردن به همان نتايج اندكى كه به دست آورده بودند ، آن را ترك كردند ، نتايج و انتقامجويهايى كه هنوز تكميل نشده بود ، چرا كه آن قهرمانانى كه در نبرد بدر يلان قريش را بر خاك افكنده بودند و مردانى چون على و طلحه و زبير هنوز زنده بودند و شمشيرهايشان بر روى مشركان بر كشيده بود . امّا در سوى ديگر جبهه هنگامى كه مشركان با حالتى شبيهه فرار جنگ را به پايان بردند - بنا بر روايتى - به سرزنش همديگر پرداختند و برخى مىگفتند : « شما كارى از پيش نبرده‌ايد . شما شوكت و اقتدار آن مردم را شكستيد و سپس رهايشان كرديد و از آنان انتقام نگرفتيد و هنوز در ميان آنان سران و شخصيّتهايى وجود دارند كه عليه شما گرد هم آيند [ و پرچم مبارزه برگيرند ] » . اين اعتراف خود مشركان به زبان خود آنهاست و حقيقت امر نيز اين است كه
هامش
( 18 ) - آل عمران / 172 .