تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
هنوز در ميان مردان و شخصيّتهاى پيرامون محمّد گروهى باقى مانده بودند كه مايهء ترس و وحشت مشركان بودند و هراس از نصرت الهى دلهاى آنان را آكنده ساخته بود . به دليل همان وضعيّتى كه اشاره كرديم و به سبب همان ملامتى كه آنان بر همديگر داشتند ، اگر اين نبود كه اطّلاع يافتند خيزش اسلامى ديگرى به فرماندهى رسول خدا ( ص ) شكل گرفته است مشركان انديشهء آن داشتند كه هجومى مجدّد آغاز كنند . البتّه آن خيزش اسلامى از همان زمان كه پس از فرو پاشى سپاه ديگر بار رسول خدا ( ص ) مسلمانان را گرد آورد و به چشاندن عواقب كارهاى مشركان به آنان پرداخت آغاز شد و چون مشركان از حركت مجدّد سپاه اسلام اطّلاع يافتند از تصميم خود برگشتند و به همان مقدار كه به دست آورده بودند دل خوش كردند . پيامبر ( ص ) عبد اللّه بن مكتوم را در مدينه به جانشينى خود گذاشت و به سوى حمراء الاسد كه در فاصلهء حدود هشت مايلى مدينه قرار دارد روانه شد . در آنجا رسول اكرم ( ص ) با يكى از افراد بنى خزاعه ، به نام معبد بن ابى معبد خزاعى ، كه تمامى اين خاندان اعم از مسلمان و غير مسلمان با رسول خدا ( ص ) بودند برخورد كرد و وى گفت : « اى محمّد ، به خدا سوگند ، آنچه دربارهء اصحابت به تو رسيد بر ما گران و سنگين است و ما دوست داشتيم كه خداوند آنان را از هر آسيبى مصون بدارد . معبد پس از اين ملاقات به روحاء كه ابو سفيان در آنجا بود رفت ، در حالى كه گفته شده است - آنان قصد جنگى ديگر عليه رسول خدا ( ص ) داشتند ، هر چند هيچ اقدامى عملى در اين راه نكرده ، بلكه ترسان و نگران بودند و به دليل همين ترس و نگرانى هنگامى كه شنيدند رسول اكرم ( ص ) به قصد رويارويى با آنان آمده است وحشت كردند [ و گريختند ] . در پى ملاقات معبد با ابو سفيان ابو سفيان از او پرسيد : « معبد چه خبر ؟ » او گفت : « محمّد ( ص ) در ميان جمعى از اصحاب خود به قصد تعقيب شما بيرون