تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
چشمگيرى دست نيافتند و وضعيتشان [ در ظاهر امر ] همسان با وضعيّت گروهى شد كه شيطان آنان را به سبب آنچه از دنيا طلبى و غنيمت خواهى كردند گمراه ساخته بود . در اين ميان كسانى كه آرامش و اطمينان نداشتند بدان سبب كه آنان عامل آشفتگى و درهم ريختگى سپاه ايمان شده بودند پيوسته در اندوه و در انديشه و ترسان بر جان خود بودند ، چرا كه آنان از يك سوى غنايمى را كه در پى آن بودند از دست دادند و از سوى ديگر گرفتار حسرت و ندامتى بودند كه به سبب آنچه بر آنان و بر ديگر مؤمنان وارد آمده و نيز بدان سبب كه رسول خدا ( ص ) را نافرمانى كرده بودند در دلهاى آنان جاى گرفته بود . حتّى برخى از افراد همين گروه پس از شكست موقّتى كه بر سپاه محمّد ( ص ) وارد آمد در اين انديشه برآمدند كه به عبد اللّه بن ابىّ رئيس منافقان نامه بنويسند و براى خود از او امان بگيرند و در حالى كه زمانى نافرمانى او كرده‌اند اطاعت خود را از او اعلام دارند . ابن كثير در اين مورد چنين مىگويد : « پس از آن كه شايع شد كه رسول خدا ( ص ) كشته شده است برخى از كسانى كه در پشت صخره مخفى شده بودند « 15 » گفتند اى كاش فرستاده‌اى داشتيم كه او را به حضور عبد اللّه بن ابىّ مىفرستاديم تا براى ما از ابو سفيان امان بگيرد . اى مردم اينك محمّد ( ص ) كشته شده است . پس خاندان خود [ قريش ] برگرديد ، قبل از اين كه آنان به سراغ شما بيايند و شما را بكشند » . امّا در اين هنگام انس بن نضر گفت : « اى مردم ، اگر محمّد ( ص ) نيز كشته شده باشد ، خداى محمّد كشته نشده است . پس در آن راهى كه محمّد جنگيده
هامش
( 15 ) - شايسته بود آقاى مؤلّف اين كتاب آن گونه كه به تفصيل از ماجراهاى اين جنگ و از فضايل و دلاوريهاى كسانى چون طلحه سخن گفته است از « اصحاب صخره » يا « فراريهاى احد » و دست كم از ميان اين گروه از عثمان بن عفان كه ابن كثير نيز روايت حاكى از فرار او را آورده است نام ببرد و بگويد دوستان ديگر او كجا بودند كه فقط در آن آخرين مرحله جنگ و پس از خاتمه نبرد نامى از آنان آمده است . م .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 529 | حسين صابري / محمد أبو زهرة