خانههاى خود بوديد كسانى كه مرگ براى آنان تقدير شده بود به كشتنگاه خود مىآمدند . علاوه بر اين [ كشته شدن و اين جنگ و ستيز ] براى آن است كه خداوند آنچه را شما در سينه داريد بيازمايد و آنچه را در دلهايتان است پاك سازد و ايمانتان را خالص كند و خداوند به آنچه در سينههاست آگاه است . آنان كه در روز رويارويى دو سپاه به شما پشت كردند ، شيطان آنان را به سبب برخى از آنچه كرده بودند به گمراهى كشانده بود و البتّه خداوند از آنان گذشت كرد . خداوند آمرزنده و بردبار و با گذشت است » « 14 » .
ما در اين آيات شاهد تصويرى دقيق از صحنهء نبرد و روحيّه و نيّات افراد سپاه اسلام هستيم كه خداوند آگاه بدانچه در دلهاست آن را بيان فرموده است .
آيات فوق نخست به مراحل ابتداى نبرد و توضيح اين مسأله مىپردازد كه در ابتدا سپاه مشركان به تار و مار كردن و كشتن افراد دشمن و يا به تعبير ديگر به از ميان بردن روح و حسّ در آنان كه مظهر زندگى است پرداخت .
پس از آن اختلاف بر سر غنايم و نزاع بر سر اين كه آن را جمعآورى و يا رها كنند پيش آمد با اين توصيف كه اگر غنايم را رها مىكردند در آن طاعت فرمانده سپاه و رسول خدا ( ص ) بود و اگر به جمع كردن آن مىپرداختند در آن پيروى از هواى دل و اين در حالى بود كه قطعا راه نخست بهتر است و هر نزاعى نيز ضعف و سستى در پى مىآورد به همين دليل نيز قرآن از اين مرحله به عنوان مرحله « فشل » يا « شكست فاحش » ياد مىكند .
سپس عصيان و نافرمانى بر اغلب افراد غلبه كرد و در ميان اين اختلاف و نزاع آنچه در دلها نهان بود خود را آشكار ساخت و دلهايى كه در پى دنيا بود صاحبان خود را وا داشت به گردآورى غنايم بروند و صف نبرد را بشكنند . بدين ترتيب بود كه خداوند سپاه خود را كه در ظاهر سپاهى متحد بود از مشركان بازداشت تا [ آنان تسلّط يابند و ] آن زخمها و كشتارهايى صورت گيرد كه بر مسلمانان وارد آمد .
هامش
( 14 ) - همان / 155 - 152 .