نقطهء پايانى بر دعوت و رسالت او باشد ، بلكه اين وظيفه و رسالت مؤمنان پس از اوست كه خود را زيانكار نبينند و برگردند ، بلكه بايد رسالت الهى را بر دوش كشند و آن را به ديگران برسانند و در راه آن جهاد كنند بىآن كه هيچ سستى و كوتاهيى در اين راه از خود نشان دهند .
اين تصويرى است از وضعيّت مسلمانان در پايان نبرد و درسهايى كه در آن وجود دارد . علاوه بر اين خداوند در جايى ديگر از كتاب الهى به توصيف اين نبرد در آغاز و ادامهء آن و همچنين نتايجى كه در پى ترديد در ارادهها و يا در صورت عزم در جهاد و بالاخره به توصيف عوامل عجز و ناتوانى پرداختهء چنين مىفرمايد :
خداوند آنگاه كه بر دشمن يورش مىبرديد و آنان را به اذن او مىكشتيد وعدهء خويش را بر شما محقّق ساخته بود تا آن كه سست شديد و در كار با هم ستيز كرديد و پس از آن كه خداوند آنچه را دوست مىداريد به شما نشان داده بود نافرمانى كرديد و [ چنين است كه ] برخى از شما خواهان دنيايند و برخى در پى آخرت . سپس خداوند شما را از آنان باز داشت و دست شما را از آنان كوتاه كرد تا شما را بيازمايد .
آنگاه بر شما گذشت كرد و خداوند بر مؤمنان فضل [ و منت ] دارد . آنگاه كه [ گريزان رو به سوى كوه ] بالا مىرفتيد و به هيچ كس و هيچ چيز توجّهى نمىكرديد در حالى كه رسول شما را از آن سوى ديگر مىخواند . پس خداوند اندوه و انديشهاى ديگر به جاى آن اندوه كه داشتيد به شما داد تا ديگر بر آنچه از دست دادهايد و نه بر آنچه به شما رسيده است اندوهگين نباشيد و خداوند بدانچه مىكنيد آگاه است . پس خداوند در پى آن اندوه آرامش خوابى سبك را بر شما فرود آورد و گروهى را خواب فرا گرفت و گروهى ديگر نيز به فكر چيزى جز [ حفظ ] جان خود نبودند و گمانهاى ناروا و گمان جاهليّت بر خداوند داشتند و مىگفتند : « آيا ما چيزى از حقيقت هم داريم و بر حق هم هستيم ؟ [ در پاسخ آنان ] بگوى حق همه از آن خداست . آنان چيزى در دل نهان دارند كه براى تو آشكار نمىسازند . [ آنها ] مىگويند اگر ما بر حق بوديم در اينجا كشته نمىشديم . بگو اگر حتى شما در
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: حسين صابري
ص٥٢٦