تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
تكبّر راه مىرفت . . . و رسول خدا ( ص ) در اين هنگام فرمود : اين راه رفتنى است كه خداوند جز در چنين موقعيّتى آن را دشمن دارد » « 5 » . قابل ذكر است كه در غزوهء احد ، سپاه مشركان پرچم خود را در اختيار طلحه بن ابى طلحه و سپس برادرش عثمان قرار دادند و همه پرچمداران از بنى عبد الدار بودند . امّا رسول خدا ( ص ) در آغاز پرچم نبرد را به على بن ابى طالب ( ع ) سپرد ، امّا چون مشاهده كرد كه پرچم شرك در اختيار بنى عبد الدار قرار دارد آن را از او ستاند و به مصعب بن عمير كه او نيز از بنى عبد الدار بود سپرد .

آغاز نبرد

426 - ابو عامر بن صيفى كه از خاندان اوس بود و راهب ناميده مىشد و البتّه رسول خدا ( ص ) او را زمانى كه به ميان قريش رفت و به تحريك آنان به نبرد پرداخت فاسق ناميد و قبل از آمدن رسول خدا ( ص ) به مدينه داراى موقعيّتى در ميان خاندان خود بود نبرد را از جانب مشركان آغاز كرد . مشركان ابو عامر را واداشتند تا پيشاپيش يك گروه از آنان كه حدود پنجاه نفر بود قرار گيرند . بدين گمان كه اين مسأله قدرت و ارادهء انصار را سست و آنان را به ترديد وادار خواهد كرد . وى به همين دليل ، هنگامى كه به صحنهء نبرد وارد شد ، بانگ بر آورد كه « اى جماعت اوس » و هنگامى كه در پاسخ او گفتند : « خداوند خير نشانت ندهد » و نيز آن هنگام كه وى اين پاسخ را شنيد و تير او و همراهانش به سنگ خورد و به هدف خود نرسيدند و گمان خويش را اشتباه يافتند خطاب به مشركان گفت : « پس از من و در دوران غياب من خاندانم گرفتار فتنه و بدى شده‌اند » . بدين ترتيب با شروع نبرد از سوى مشركان رسول خدا ( ص ) نيز اجازهء نبرد را صادر كرد و پس از آن يلان نامدار سپاه اسلام به سپاه شرك تاختند و شمشير مىزدند و از مشركان مىكشتند . ابو دجانه يكى از اين كسانى است كه به ميان دشمن تاخت
هامش
( 5 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 15 .