وجود دارد :
الف : شايد انگيزهء برخى از كسانى كه در نبرد بدر حضور نيافته ، امّا غنايم آن را ديده بودند آن بود كه به جنگ با دشمن بپردازند و به رويارويى آنان روند بدان اميد كه به غنايمى همانند آنچه برادرانشان در نبرد بدر بدان دست يافته بودند دست بيابند ، هر چند در مورد اين گروه نيز ايمان و عشق و علاقه به جانفشانى در راه اسلام انگيزهاى قويتر در كنار اين انگيزه بود ، امّا جنبهء مالى اهداف و انگيزهها هر چند نيز ضعيف باشد در هنگامى كه اميد و احتمال بيشترى براى پيروزى وجود دارد قويتر مىشود . به همين دليل اسير گرفتن در جنگ قبل از زمينگير كردن دشمن به وسيلهء خونريزى و كشتار در ميان آنان ممنوع شده بود . در اين وضعيّت در شرايطى كه اسير گرفتن ممنوع باشد به طريق اولى دنبال غنايم رفتن قبل از تثبيت پيروزى و استقرار اوضاع ممنوع خواهد بود .
ب : پس از تصفيهء سپاه ايمان از لوث منافقان هنوز افراد دو دل و مردّدى در ميان مسلمانان حضور داشتند كه از اراده و عزمى استوار براى نبرد برخوردار نبودند . به عنوان نمونه در مورد آن دو گروهى كه در اين انديشه افتاده بودند كه از صحنه به كنار بروند نمىتوان گفت كه تك تك افراد آن پس از برگشتن از اين تصميم چندان اراده و عزم استوارى براى نبرد داشتند و در پى پيروزى بودند ، چرا كه هيچ چيز به اندازهء ترديد و دودلى نمىتواند قدرت و ارادهء سپاه را از بين ببرد و به همان اندازه كه در تك تك افراد در اين باره خللى وجود داشته باشد از قدرت سپاه كاسته مىشود .
ج : در اين ميان يهوديانى كه انتقامهايى را در دل داشتند و منافقان نيز به آنان پيوسته بودند در اطراف مدينه به سر مىبردند و مايهء نا امنى در پشت سر سپاه به شمار مىرفتند .
البتّه با همهء اينها فرماندهى رسول خدا ( ص ) همه عوامل ضعف و سستى را از ميان برده و در پرتو آن در مراحل نخستين نبرد همهء دودليها را پنهان ساخته بود و
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: حسين صابري
ص٥٠٣