تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
مشركان قريش به اين نيز بسنده نكردند كه قبايل مجاور مكّه و سياهان را در كنار خود قرار دهند ، بلكه از همراهى برخى از مشركان اوس در مدينه نيز كه كينه‌هايى چون كينهء آنان داشتند و از طرفى به اين كه موضع نفاق در پيش گيرند راضى نمىشدند نيز استفاده كردند . در همين‌باره قتاده روايت كرده است كه ابو عامر بن صيفى از طايفهء بنى ثعلبه از كسانى است كه قبل از ورود رسول خدا ( ص ) به مدينه در آن شهر داراى موقعيتى بود . او كه به همراه پنجاه تن از جوانان اوس به مكّه آمده بود تا از پيامبر ( ص ) دور بماند در راس آنان روانهء جنگ احد شد و قريش چنين گمان داشت يا او خود اين گمان را براى قريش به وجود آورده بود كه اگر اين مرد با خاندان خود يعنى اوس تماس بگيرد [ و از آنان بخواهد كه از محمّد ( ص ) جدا شوند ] هيچ‌كس با وى مخالفت نخواهد كرد . بدين ترتيب سپاهى مركّب از حدود سه هزار نفر شكل گرفت در حالى كه دويست سوار آنان را همراهى مىكردند ، صد نفر در جناح راست لشكر و صد نفر در جناج چپ آن . از آنجا كه مشركان ديده بودند كه رسول خدا ( ص ) با بهره گرفتن از انگيزهء تعصّب دينى و با پشتيبانى روحيّه‌اى معنوى كه برتر از هر عدّه و عدّه‌اى است و بر هر مشكلى فائق مىآيد به نبرد با آنان مىپردازد بر آن شدند كه آنان نيز از عوامل معنوى محرّك سود جويند و به همين دليل زنان خود را با خويش همراه كردند تا مردان از اين شرم كنند كه در مقابل زنان خود از صف نبرد بگريزند و زنان خود را به اسارت واگذارند . بدين ترتيب ابو سفيان همراه با زن خود هند از مكّه بيرون آمد در حالى كه آن زن كينهء انتقام فرزند ، برادر و پدر خويش را در دل داشت . عكرمة بن ابى جهل نيز با زن خود ام حكيم دختر حارث بن هشام بن مغيره روانه نبرد شد و بدين ترتيب بسيارى از بانوان و زنان محترم قريش با سپاه همراه شدند تا همراهى آنان محرّكى براى نبرد و مانعى از فرار سپاهيان باشد .