آنها به كلى نابود خواهد شد . مشركان قريش گمان داشتند كه اعراب تاكنون تحت رياست و پيشوايى آنان بودهاند و اكنون از زير سلطه و نفوذ آنان بيرون مىروند و ديگر قبايل عرب اگر بتوانند موقعيّت خود را بالا مىبرند و بر جاى آنان مىنشينند .
آنان افزون بر اين مىديدند كه كاروانهاى تجارى آنان به عنوان غنيمت در اختيار رسول خدا ( ص ) قرار مىگيرد و ميان اصحاب او تقسيم مىشود و با پديد آمدن اين وضعيّت ديگر امكان اين را ندارند كه سفرهاى تجارى خود به مقصد شام را انجام دهند تا واردات و صادرات خود را پى گيرند و سفر زمستان و تابستان فرجام و صورت گيرد .
آنان همه اين ماجراهاى تلخ را مشاهده و تلاش كردند به محمّد دست يابند .
آنان براى رسيدن به همين هدف يورش سويق را انجام دادند اما هيچ دستاوردى از آن حاصلشان نشد و نه تنها سود فراوان نبردند ، بلكه به اندكى از خواستههاى خود نيز دست نيافتند .
آنان همهء اين خواريها را به چشم خود ديدند . اينك در چنين وضعيّتى آيا مىبايست سكوت مىكردند ؟ روشن است كه آنان حتّى اگر مىتوانستند از تجارت خود بگذرند و در اين مورد سكوت گزينند نمىتوانستند از رياست و پيشوايى خود چشم بپوشند و از سرورى خود كه صدمه ديده بود بگذرند و دربارهء انتقام خونهاى سران و بزرگان آنان كه زعامت و پيشوايى آن قوم را بر عهده داشتند سكوت كنند .
شمشير قدرت به جاى كاروان تجارت
418 - عبد اللّه بن ابى ربيعه ، عكرمة بن ابى جهل و صفوان بن اميّه در ميان تنى چند از مردان قريش كه پدران و فرزندانشان در جنگ بدر كشته و يا زخمى شده بودند نزد ابو سفيان رفتند و با او صحبت كردند تا فرماندهى آنان را براى يك نبرد تازه به عهده بگيرد . از آنجا كه فرماندهى سپاه شكست خورده بدر با دو نفر يعنى ابو جهل و عقبة بن ابى معيط بود . اين مردان خواستار آن بودند كه در اين نبرد تنها