تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
يك نفر [ كه كسى جز ابو سفيان نبود ] فرماندهى آنان را به دست گيرد زيرا ابو سفيان تنها بر جاى ماندهء از رجال و شخصيّتهاى آن قوم بود و در موقعيّتى مناسب رهبرى قرار داشت و همو بود كه كاروان تجارى قريش را نجات داده بود و اينك آن مردان خواهان آن بودند كه اين كاروان نجات يافته در راه انتقام گرفتن آنان از مسلمانان مصرف شود . اين گروه كه به سراغ ابو سفيان رفته بود ، خطاب به صاحبان و افراد آن كاروان گفت : « اى جماعت قريش ، محمّد شما را مورد ستم قرار داده و خوبان شما را كشته است . پس با اين ثروت ما را در جنگ با او پشتيبانى كنيد شايد انتقام خود را از او بستانيم » . بدين ترتيب صاحبان آن كاروان از آن ثروت گذشتند تا بودجه‌اى براى تأمين هزينهء جنگ باشد . اين بار مشركان عدّه و عدّهء خود را آماده كردند چرا كه مىدانستند اين براى آنان مايهء ننگ و عار خواهد بود كه نتوانند موقعيّت گذشتهء خود را اعاده كنند . همهء خاندانهاى قريش بدين منظور گرد هم آمدند و هيچ يك از آنان نماند مگر آن كه خود را آمادهء نبرد كرد و براى اين آماده شد كه همه با هم ضربه‌اى كوبنده به مدينه وارد آورند تا اگر حتى نتوانند اسلام را از بين ببرند حداقل به هدف انتقام گرفتن از آنان دست يافته و شرف و موقعيت از دست رفتهء خود را اعاده كرده و ننگ و عار را از خود دور ساخته‌اند . قريش در اين بار كنانه و تهامه و نيز تعداد زيادى از سياهانى را به خود ملحق ساخت كه در جنگ با نيزه تجربه و توانى داشتند و وحشى قاتل حمزه كه به پاداش همين قتل آزاد شد از جملهء همين گروه بود . او براى نبرد و براى رويارويى با سپاه مسلمانان نرفت ، بلكه براى شكار حمزه و از ميان بردن مردى كه شمشير برّان او تهديدى براى قريش بود به منطقهء احد رفت و به عبارتى ديگر نه براى جنگ بلكه براى ترور در رديف سپاه مشركان قرار گرفت .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 487 | حسين صابري / محمد أبو زهرة