او بدين ترتيب با كلماتى كه آتش جنگ را شعلهور مىساخت به رثاى كشتگان مىپرداخت و مردم را به جنگ تشويق مىكرد .
416 - اين رفتار مردى يهودى بود كه از قيد هر تعهّد و پيمانى رسته بود . اينك در چنين وضعى آيا بايد پيامبر سكوت اختيار كند با آن كه او رزمندهاى هشيار است كه رخنه گاههاى دشمن را براى آزار و جنگ عليه مسلمانان قبل از آن كه آنان از آن وارد شوند در اختيار مىگيرد ؛ يا آن كه بايد عليه بنى نضير و كسانى كه اين مرد به آنان وابسته است اعلام جنگ كند ؟ در حالى كه اكثريّت اين مردم تا آن زمان اقداماتى همانند اقدامات او عليه مسلمانان نكرده بودند و علاوه بر آن هيچكس بار مسؤوليت كسى ديگر را بر دوش نمىكشد و رسول خدا ( ص ) نيز مردى است كه جز عليه كسى كه با او اعلام جنگ كرده اعلام جنگ نمىكند و اكنون يهوديان با او اعلام جنگ نكرده بودند ؛ يا آن كه بايد سكوت گزيند و اجازه دهد اين فتنه سرايت كند و ديگر يهوديان نيز كارهاى او را تكرار كنند ؟
بىترديد در چنين شرايطى از آنجا كه داغ كردن آخرين درمان است مىبايست اين مرض در همانجا كه آغاز شده مورد مداوا قرار گيرد و بدان اجازه داده نشود تا به همه جسم سرايت كند و آن را تباه سازد كه در اين صورت ديگر راه نجاتى نخواهد بود .
بدين ترتيب راهى جز آن نماند كه كعب بن اشرف به قتل برسد تا فساد از ريشه خشكانيده شود . اكنون چه راهى جز كشتن او مىتوانست وجود داشته باشد ؟ قطعا راهى جز قتل او و جز آن نبود كه اين مرض نابود شود و پيامبر ( ص ) به جنگ اين فتنه برود . حال آيا رسول خدا ( ص ) مىبايست عليه همهء يهوديان اعلام جنگ كند ؟
پاسخ آن است كه « نه ، او تنها عليه كعب اعلام جنگ مىكند » ، چرا كه آنسان كه گفتيم ديگران به اعمالى مشابه اعمال او دست نزده بودند .
اينگونه بود كه رسول خدا ( ص ) مىبايست تنها راه از ميان بردن اين فتنه را در پيش گيرد و داوطلبى بخواهد كه او را در پناهگاه خود كه يك دژ اختصاصى بود
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 479
مساهمون: حسين صابري
ص٤٧٩