ج : او در حالى به مدينهء منوّره آمد كه دشمنى خود را با رسول خدا ( ص ) آشكار ساخته و علنا از آن سخن مىگفت ، يهوديان را عليه مؤمنان مىشوراند و شرّ و فتنه ميان مسلمان به پا مىكرد ، بىآن كه در بند هيچ خوى و خلقى و يا دينى و پيمانى باشد . وى همچنين در اشعار خود به نام زنان مسلمان تشبيب مىكرد و سخنانى ناروا دربارهء زنان فاضل مسلمان بر زبان مىآورد .
د : وى همچنين يهوديان را تحريك و تشويق مىكرد تا پيمان خود با رسول خدا ( ص ) را بشكنند . او با كردار خود هركس را كه به محمّد ( ص ) ايمان نداشت تحريك مىكرد تا در مقابل او قيام كند و به جنگ بپردازد . او هيچ راهى از راههاى مكر و حيله را ناپيموده نگذاشت . او خانواده و زن و فرزندانى نداشت كه چون به ميان آنان رود او را از كارهاى خود باز دارند ، بلكه وى مجرّد و در دژى خاص خود زندگى مىكرد و تنها از ناحيهء مادر خود با بنى نضير نسبت داشت و به همين دليل تعهّدات بنى نضير شامل او نمىشد .
ه : او كار خود را در همين حد كه كينه و دشمنى در دل داشته باشد و به اشاعهء فساد و نيز تحريك يهوديان بپردازد متوقّف نكرد ، بلكه پا را از اين نيز فراتر گذاشته ، به مكّه رفت و از قريش كمك خواست . او در مكّه بر كسانى كه در غزوهء بدر به آنان آسيب و ضررى رسيده بود وارد شد و با پيوند زدن مرگ و زندگى خود به مرگ و زندگى آنان به تحريك آنها به جنگ پرداخت . هنگامى كه ابو سفيان از شدّت كبر و غرورى كه در دل داشت از او پرسيد كه « تو را سوگند مىدهم كه آيا دين ما حق است يا دين محمّد و اصحاب او و به نظر تو كدام يك از ما راه يافتهتر و به حق نزديكتر است ؟ ما شترانى قوى و فربه خوراك مردم مىكنيم و به جاى آب به آنان شير مىدهيم و تا نسيم مىوزد ديگران را اطعام مىكنيم » او پاسخ داد كه شما راه يافته تريد ، خداوند در قرآن كريم در همينباره مىفرمايد : « آيا نديدى كسانى را كه پارهاى از كتاب به آنان داده شده است به جبت و طاغوت ايمان دارند و به كسانى كه كافر شدهاند مىگويند آنان از كسانى كه ايمان آوردهاند راه يافتهترند . همين كسانند
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 477
مساهمون: حسين صابري
ص٤٧٧