تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 482

مساهمون:

ص٤٨٢
ريختن خون او را مباح اعلام كرد و اين كيفرى بود بر آنچه او انجام داده و علاوه بر آن مانعى بود براى استمرار سركشى و طغيان او كه پيوسته به جنايت خود ادامه مىداد بىآن كه هيچ محذورى در كار خود بيابد . بنابراين رسول خدا ( ص ) راهى جز اين دو نداشت : يا آن كه او را به قتل برساند و يا آن كه او را رها بگذارد تا همچنان به جنايت خود ادامه دهد . چنين بود كه رسول خدا ( ص ) راه نخست را برگزيد . كسانى كه به ايجاد ترديد و القاى شبهه دربارهء كارهاى رسول خدا ( ص ) و رسالت آسمانى او كه براى همهء جهانيان رحمت بود مىپردازند چنين مىگويند كه رسالت الهى با چنين قتل بىخبرى و اساسا با چيزى به نام قتل ناسازگار است ، آن‌سان كه از عيسى روايت مىكند كه « هركس بر گونهء راستت زد گونه چپ خود را براى ضربتى ديگر پيش آر » . ما در پاسخ چنين گزافه‌اى مىگوييم از ميان بردن دشمنان دعوت دينى هرگز با رسالت آسمانى ناسازگارى ندارد ، چه ، موسى كه خود از پيامبران اولو العزم است با دست خويش قتل انجام داد و جنگيد و بنى اسرائيل را نيز به جنگ دعوت كرد و هرگز اين مسائل با رسالت آسمانى او كه تورات كتاب آن است تنافى نداشت ، كتابى كه عهد قديم مقدّس در نزد يهوديان و مسيحيان است . همچنين بر اين پندارند كه رحمت نبوى اجازهء كشتن و جنگ را نمىدهد . امّا ما در پاسخ مىگوييم جنگ و قتل مشروع از همين رحمت ناشى مىشود ، چرا كه رحمت نبوّت يك عاطفهء ناسنجيده نيست كه هم آنچه را شايسته است و هم آنچه را شايسته آن نيست در بر گيرد ، بلكه رحمت نبوّت رحمتى همگانى است كه يكى از مصاديق آن مترتّب كردن آثار جرم يك مجرم بر كار او و جلوگيرى از فساد در روى زمين است ، آن‌سان كه خداوند مىفرمايد ؟ « اگر بازداشتن برخى از مردم به وسيلهء برخى ديگر نبود فساد بر زمين حكمفرما مىشد ، امّا خداوند بر جهانيان فضل
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 482 | حسين صابري / محمد أبو زهرة