تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
كه خداوند لعنتشان كند و هركس كه خداوند او را لعنت كند ديگر براى او ياورى نخواهى يافت . آيا آنان بهره‌اى از سلطنت دارند كه در اين صورت پشيزى به مردم نمىدهند يا آن كه بر مردم در آنچه خداوند از فضل خود بدانان بخشيده است رشك مىبرند ؟ ما از اين پيش به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داده و بدانان سلطنتى بزرگ بخشيده‌ايم [ و بنابراين جاى اين نيست كه اين منافقان به بهره‌اى از كتاب يا سلطنت مغرور شوند و بدان بر مردم برترى جويند » « 15 » . چنين است كه كينه و دشمنى در گفتار آنان ، تحريك دشمن در اعمال آنان و در پى فساد و اشاعهء فحشا برآمدن در كردار آنان جلوه‌گر است ، آن‌سان كه كعب نمونهء روشنى از اين‌گونه مردم بود . او در تحريك قريش شعر مىگفت از جمله قصيده‌اى با اين مطلع دارد كه « آسياب بدر براى كشتن مردان آن نبرد چرخيد و اينك بايد براى چونان بدرى گريه و فرياد برآورد و كمك جست » . او در ادامهء همين قصيده مىگويد : « كسانى مىگويند من كينهء آنان را در دل پنهان مىدارم با آن كه ابن اشرف از اندوه [ آن غم ] لاغر شده و فرياد كمك خواهى بر مىآورد . و مىگويد خبر يافته‌ام كه بنى مغيره همه به كشته شدن ابى الحكم [ ابو جهل ] تن در داده‌اند و كاستى اين ضعف و نقص را بر خود پذيرفته‌اند . دو فرزند ربيعه [ عتبه و شيبه ] نيز كشته شدند و منبه با آن كه به سرنوشتى چون كشتگان گرفتار نيامد امّا مورد تعقيب قرار گرفت . خبر يافته‌ام كه اينك حارث بن هشام در ميان مردم به كارهاى نيك مىپردازد و مردان شايسته را گرد مىآورد تا در ميان اين گروهها به رويارويى يثرب برود و اكنون ما بر اساس آيين نيكى و جوانمردى از دلاور جنگجو دفاع و حمايت مىكنيم » .
هامش
( 15 ) - نساء / 54 - 51 .