تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 474

مساهمون:

ص٤٧٤
آنان اين‌بار راه عراق را برگزيدند و اين راهى بود كه تا آن زمان آن را طى نكرده بودند و به همين دليل چندان آشنايى با آن نداشتند . آنان به همين سبب مردى از بنى بكر بن وائل همپيمان بنى سهم به خدمت گرفتند تا هم راهنماى سفر آنان باشد و هم آنان از پيمانى كه وى با بنى سهم داشت به نفع خود استفاده كنند . امّا از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) با آن بيابان آشنا بود و گذرگاهها و راههايى را كه در آن وجود داشت مىشناخت . به همين سبب آن حضرت زيد بن حارثه را به مأموريت گماشت تا به تعقيب آنان در اين گذرگاههاى جديد بپردازد . او روانهء مأموريت شد و مشركان نتوانستند از او بگريزند و در نتيجه او در كنار چاهى به نام قرده و در حالى كه آنان از آن چاه آب بر مىداشتند با آنها رودررو شد و كاروان تجارى همراه ايشان را مصادره كرد و به حضور رسول خدا ( ص ) آورد و ثروت موجود در اين كاروان به عنوان غنيمت ميان مسلمانان توزيع شد . لازم به يادآورى است كه مردانى كه حفاظت از كاروان را بر عهده داشتند از رويارويى گريختند و جان خود را نجات دادند . ابن اسحاق دربارهء اين سريّه و آگاهى مسلمانان از كاروان قريش چنين مىگويد : « خروج زيد بن حارثه براى اين سريّه در اوايل جمادى الاوّل [ سال سوّم و ] دقيقا بيست و هشت ماه پس از هجرت صورت گرفت . رئيس كاروان [ كه اين گروه به رويارويى آن مىرفت ] صفوان بن اميّه بود . علّت اعزام زيد بن حارثه نيز آن بود كه نعيم بن مسعود در حالى كه بر آيين قوم خود بود به مدينه آمد و خبر اين كاروان را به همراه خود آورد . او در ميان قبيلهء بنى نضير با كنانة بن ابى حقيق ملاقات كرد در حالى كه سليط بن نعمان نيز در آنجا بود . آنان لختى شراب نوشيدند و دربارهء اين كاروان با يكديگر به گفتگو پرداختند . پس از آن سليط بىدرنگ بيرون رفت و رسول خدا ( ص ) را از اين خبر آگاه ساخت و آن حضرت نيز در همان زمان زيد بن حارثه را به رويارويى با آن كاروان فرستاد . مسلمانان با اين كاروان برخورد كردند و اموال كاروان را در اختيار خود گرفتند هر چند از