خشم آورد و بدين ترتيب شرّ و فتنه ميان آنان و يهوديان بنى قينقاع برپا شد » « 9 » .
در اينجا بود كه گريزى از يك جنگ وجود نداشت تا از فضيلتها و از پاكدامنى و ناموس مسلمانان دفاع شود ، بويژه آن كه يهوديان اينك با زشتترين شيوه پيمان خود با رسول خدا ( ص ) را شكسته بودند .
محاصرهء بنى قينقاع
413 - يهوديان بنى قينقاع با كارهايى چون ماجراى برخورد با آن زن ، تهديد و دشنام و آزار مسلمانان و ستم به آنان و بالاخره با حفظ نكردن زبان خود از تعرّض به اسلام و مسلمين خباثت خود را نشان دادند ، امّا رسول خدا ( ص ) پيوسته با صبر و خويشتندارى با آنان رفتار كرد و به عهد و پيمان خود با آنان استوار و متعهّد ماند تا هنگامى كه قتلى از سوى آنها صورت گرفت .
در اين زمان بود كه پيامبر ( ص ) آنان را در محاصرهء خود قرار داد . آن حضرت در مدّت محاصره كه پانزده روز به طول انجاميد ابو لبابه بشير بن عبد المنذر را در مدينه به جانشينى گماشت .
هنگامى كه محاصرهء اين طايفه شدّت يافت و به درازا كشيد يهوديان حكم و فرمان رسول خدا ( ص ) دربارهء خود را پذيرفتند و آن حضرت نيز آنان را نكشت و تنها آنان را از مدينه بيرون راند .
گفتنى است كه اين گروه از همپيمانان خزرج بودند و اين قبيله كسانى چون عبادة بن صامت و در مقابل كسانى از قبيل عبد الله بن ابى - سركردهء منافقان - را در خود داشت . در ماجراى محاصرهء بنى قينقاع عبد الله بن ابى به دفاع و يارى اين گروه پرداخت و خطاب به رسول خدا ( ص ) گفت : « اى محمّد با همپيمانان من نيكى كن » .
امّا پيامبر ( ص ) در دادن پاسخى به او درنگ كرد و او ديگربار گفت : « اى محمّد ، با همپيمانان من نيكى كن » . ديگربار نيز رسول خدا از پاسخ دادن به او خوددارى
هامش
( 9 ) - البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 3 - 4 .