جلوگيرى از بازداشتن مردم از دين به وسيلهء دشمنان و همچنين به هدف گشودن راه دعوت صورت مىگرفت .
به سبب آنچه گفتيم هيچكس نمىتواند اعتراض كند كه اگر در غزواتى از اين نوع هيچ حيلهاى از سوى دشمن در كار نبود كه به مقابله با آن پرداخته شود و هيچ نبردى يا مصادرهء كاروانى يا كمك به نيازمندى نيز وجود نداشت ، چرا رسول خدا ( ص ) مدينه را ترك مىگفت و چنين مدتى كه چندان هم كوتاه نيست از آنجا دور مىماند ؛ زيرا هدف رسول اكرم ( ص ) گسترش دعوت به خداپرستى و يگانهپرستى و نشر اسلام بود [ كه اين هدف هم در اين غزوهها به دست مىآمد ] نه آن كه در همهجا هدف مصادرهء اموال كاروان يا انجام يك جنگ باشد .
پرده از روى بنى قينقاع كنار مىرود
412 - پيش از اين به ايجاز و اختصار دربارهء كارهايى كه يهوديان بدان مىپرداختند ، از اين قبيل كه در دلهاى مؤمنان شبهه و ترديد بيفكنند و نيز دربارهء تلاشهاى آنان در راه ايجاد ترديد و شكست در سربازان مسلمان و دربارهء خشم و كينهاى كه پس از غزوهء بدر در دلهاى آنان جاى گرفته بود و همچنين در اين مورد سخن گفتيم كه چگونه كينه و نفاق را به بتپرستان آموختند و خود در اين راه پيشگام شدند و چگونه هنگامى كه رسول خدا ( ص ) ريشخند و طعنهء آنان عليه مؤمنان را مشاهده كرد آنان را از مسجد بيرون راند .
در اين ميان گروهى از يهوديان بودند كه خشم و كينهء خود را نشان دادند و وضعيت آنان مخفى نمانده بود ، چرا كه آنان در داخل مدينه و در كنار مسلمانان مىزيستند و نه در مناطق مجاور و اطراف مدينه ، اين گروه كسانى جز بنى قينقاع نبودند .
از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) بشدّت دوست داشت آنچه را در اين باره مىداند كه دلهاى اين گروه آكنده از كينه و دشمنى است به فراموشى بسپارد و