تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
آنان را با سخن حكمت و اندرزهاى نيكو به حق دعوت كند ، چرا كه منادى دعوت به حق هرگز از دعوت خود خسته نمىشود ، هر چند مخاطب آن فردى يهودى باشد كه به هيچ چيز ايمان ندارد و جز شكست و سستى و خوارى را براى مؤمنان نمىخواهد . يك‌بار رسول خدا ( ص ) در بازار قينقاع با آنان ملاقات كرد و به‌سان يك همسايه كه با همسايهء خود سخن مىگويد و با او پيمان بسته است كه جز هدايت و خيرخواهى او را نخواهد با آنان به سخن گفتن پرداخت و فرمود : « اى جماعت يهود ، از خداوند بترسيد و از اين بيم داشته باشيد كه همانند آن گرفتارى و سختى كه بر قريش نازل كرد بر شما نيز فرو فرستد . اسلام آوريد كه خود مىدانيد من پيامبر فرستاده از جانب خدايم و اين را در كتاب خود و پيمانى كه خدا بر شما قرار داده است مىيابيد » . يهوديان اين سخن حكمت‌آميز و ناشى از دوستى رسول خدا را با سخنى كه به بىوفايى و تندى آميخته بود پاسخ دادند و گفتند : « اى محمّد ( ص ) تو چنين گمان دارى كه ما خاندان توايم ! اين مسأله تو را مغرور نكند كه به جنگ با كسانى پرداخته‌اى كه از جنگ آگاهى ندارند و تو از اين ضعف فرصتى براى خود يافته‌اى [ و بر آنان پيروز شده‌اى ] با آن كه ما كسانى هستيم كه اگر - به خداوند سوگند - با تو وارد جنگ شويم در خواهى يافت كه مرديم » . علىرغم اين سخنان رسول اكرم ( ص ) به اين پاسخ تهديدآميز به ديدهء اغماض نگريست ، چرا كه او به جنگ با كسى كه تنها زبان تجاوز گشوده نمىپرداخت ، بلكه با كسى وارد جنگ مىشد كه دست تجاوز نيز دراز كرده است . ابن اسحاق مىگويد : آن سخنان را خداوند با اين آيات قرآن پاسخ داد كه « به آنان كه كافر شده‌اند بگوى به زودى شكست خواهيد خورد و به سوى جهنم كه بدجايگاهى و فرجامى است مبعوث خواهيد شد . براى شما آيتى [ و درس عبرتى ] بود در آن دو گروهى كه با يكديگر رودرروى شدند ؛ گروهى در راه خدا مىجنگيد
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 468 | حسين صابري / محمد أبو زهرة