قصد سوء به جان رسول خدا ( ص ) كرده است امكان ندارد كه دو واقعه شبيه به هم به اين شكل وجود داشته باشد مگر آن كه بگوييم در نخستين بار غورث به رسول خدا ( ص ) تعهد نداده است كه عليه او كارى نكند يا با كسى همكارى نداشته باشد و به همين سبب نيز جرأت آن را يافته است كه براى بار ديگر چنين كارى را انجام دهد .
خداوند خود به حقيقت امر آگاهتر است .
غزوهء فرع
411 - قريش دوست نداشت محمّد ( ص ) و اصحاب او در امنيّت زندگى كنند و همچنين هيچ چيز آنان را از تعرّض عليه مدينه باز نمىداشت جز آن كه هنوز خاطرات تلخ شكست را در اذهان داشتند و همين امر آنان را به ترس وا مىداشت و ترس نيز خود عاملى بازدارنده براى آنان در راه رسيدن به اهداف شومشان بود .
از سوى ديگر رسول خدا ( ص ) نيز در پيگيرى و تعقيب امور آنان و نيز كاستن از حوزهء نفوذ آنان تلاش داشت و بدين وسيله مىخواست علاوه بر ترساندن آنان با قبايل مختلف عرب نيز آشنا شود و با گشتزنى در ميان تيرهها و قبايل گوناگون و برخورد با آنان در مناطق استقرار و سكونت خود از احوال و اوضاع آنها اطّلاع يابد و ، نور اسلام را در ميان آنان گسترش دهد .
به همين منظور رسول خدا ( ص ) به قصد مقابله با قريش از مدينه بيرون آمد و تا بحران كه اقامتگاهى در منطقهاى به نام فرع بود پيش رفت . پيامبر ( ص ) در آن مكان توقّف كرد و ماه ربيع الاخر و جمادى الاوّل را در آنجا ماند و در اين مدّت به بررسى اوضاع و احوال اعراب آن مناطق پرداخت و آنان را به اسلام دعوت كرد ، بىآن كه در اين كار هيچ كوتاهى يا سستىاى از خود نشان دهد چرا كه اين همان هدفى بود كه براى آن مبعوث شده بود . او براى جنگ برانگيخته نشده بود ، بلكه براى هدايت مردم برانگيخته شده بود و اگر گاه جنگى در مىگرفت به خاطر حمايت از دعوت در مقابل عوامل آسيببخش و موانع حركت آن و نيز براى