نيز اين غزوه غزوهء سويق ناميده شد .
نتيجهء اين غزوه ترس شديدى بود كه براى مشركان به وجود آورد و به دشمنان فهماند كه مسلمانان بيدارند و مراقبند تا در معرض حملات غافلگيرانه و حيله و مكر آنان قرار نگيرند .
همچنين در نتيجهء اين غزوه مشركان دريافتند كه آنان راهى جز شكست در مقابل مسلمانان ندارند و نيز اين حقيقت را درك كردند كه اينك حق به چنان قدرتى دست يافته است كه ديگر با تهاجمات غافلگيرانه و تعرّضهايى از اين نوع نمىتوان آن را شكست داد .
هر چند مشركان در اين تهاجم خود دو نفر از مسلمانان را به قتل رسانده بودند ، امّا چنين اقدامى براى يك قهرمان [ و حتى در عرف معمول نظامى نيز ] يك پيروزى محسوب نمىشود .
غزوهء ذى امر
410 - پيامبر ( ص ) پس از غزوهء سويق باقيماندهء ماه ذيحجه را در مدينه ماند و به تدبير امور مسلمانان و اجراى احكام قرآن پرداخت . امّا طولى نكشيد كه ديگربار به شناسايى مناطق عربى روى آورد و اينبار قصد صحراى نجد را كرد كه ابو سفيان از طريق آن به مدينه هجوم آورد و هر چند به رزمندگان مسلمان برخورد نكرده ، امّا دو نفر از مسلمين را به قتل رساند و فرار كرده بود و بدين ترتيب وى را بايد خرابكار ناميد و نه جنگجو .
رسول خدا ( ص ) در اين غزوه عثمان بن عفان را بر مدينه گماشت و سرزمين نجد را به قصد قبايل غطفان در نورديد .
واقدى دربارهء اين غزوه چنين مىگويد :
« به رسول خدا ( ص ) خبر رسيد كه گروهى از بنى ثعلبه از قبيلهء غطفان در ذى امر گرد هم آمدهاند و قصد جنگ عليه او را دارند . بدين ترتيب پيامبر در