شناسايى آن مناطق و اوضاع و احوال آنجاها پرداخت و پس از آن به مدينه بازگشت ، بىآن كه هيچ جنگ و يا برخوردى ميان او و ديگران صورت گرفته باشد . اين غزوه كه غزوهء كدر ناميده مىشود در ماه شوّال سال دوّم هجرت رخ داد .
هامش
خواستگارى تو آمده است اينك نظرت چيست ؟ زهرا درنگ فرمود و چيزى نگفت پيغمبر بيرون آمد و فرمود : خاموشى او نشانهء خشنودى و خواهانى اوست . سپس مسلمانان را جمع كرد و به سخنرانى پرداخت . و به روايت كشف الغمه كه از مناقب نقل كرده است چنين فرمود : خداوند به من فرمان داده است كه فاطمه را به زناشوئى على در آورم ، اينك او را با چهارصد مثقال نقره ، به ازدواج على در مىآورم سپس روى به على كرد و فرمود : پروردگارم مرا مأمور كرده است كه فاطمه را به ازدواج تو در آرم و من با كابين چهارصد مثقال نقره او را به پيوند تو در مىآورم آيا به اين زناشوئى خشنودى ؟ على گفت : آرى اى رسول خدا ؟ خشنودم سپس به سجدهء در پيشگاه خدا پرداخت . و پيمبر فرمود : خدا بر هر دو نفرتان مبارك كند و از شما فرزندان پاك بسيار پديد آرد . در روايت انس بن مالك است كه فرمود : خدا بر شما مبارك كند و نيكبختتان گرداند و پيوندتان دهد ، و از شما فرزندان پاك بسيار پديد آرد ! انس بن مالك خود افزوده است كه به خدا قسم ، خداوند از آنها فرزندان بسيار و پاك بوجود آورد . در برخى روايات اهل بيت آمده است كه مهر زهرا پانصد درهم و معادل دوازده و نيم « اوقيه » نقره بود كه هر اوقيه ، چهل درهم است . و ابن سعد در طبقاتش ادعا مىكند كه مهر دختران پيغمبر از اين مرز نمىگذشت . در الاستيعاب ابن عبد البر است كه پيامبر خدا به زهرا فرمود : من ترا به ازدواج مردى كه سرور دنيا و آخرت و نخستين و بهترين و دانشمندترين و خردمندترين يارانم است ، در آوردم . على ( ع ) نيز پس از آنكه زرهاش را به مبلغ چهارصد و هفتاد درهم به عثمان بن عفان فروخت ، پولها را برداشت و مهر زهرا را به خدمت پيمبر آورد و تقديم نمود . پيغمبر مشتى از آن درهمها برگرفت و به بلال داد و فرمود : براى زهرا عطر بخر . و با دو مشتش برخى ديگر برداشت و به ابى بكر داد و فرمود براى زهرا جامه و اسباب لازم خانه ، خريدارى كن . و عمار ياسر و گروهى از صحابه را با وى روانه فرمود . آنها به بازار رفته و كالائى را مىآوردند و به ابو بكر نشان مىدادند كه اگر مىپسنديد ، مىخريد . پيغمبر مقدارى پول به ام ايمن نيز داد تا كالاهاى خانگى بخرد و همهء جهاز زهرا اينها بود :