تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 458

مساهمون:

ص٤٥٨
شراب نوشيدن مشغول است » . پس رسول خدا ( ص ) رداى خود را طلبيد و بر تن كرد و آنگاه در حالى كه من و زيد او را همراهى مىكرديم به قصد خانه‌اى كه حمزه در آن بود روانه شد . پس اجازهء ورود خواست و اجازه داده شد . پس پيامبر ( ص ) به سرزنش حمزه به خاطر آنچه كرده بود پرداخت . امّا حمزه كه مست و چشمانش سرخ شده بود نگاهى به سر و پاى رسول خدا ( ص ) انداخت و گفت : « آيا شما همه جز بردگان پدر من هستيد ؟ » پيامبر با شنيدن اين سخنان دريافت كه او هنوز مست است . پس به عقب برگشت و از خانه بيرون آمد و ما نيز در پى او بيرون آمديم » . اين خبر را بدان جهت كه در آن نامى از ازدواج شير ميداندار اسلام على بن ابى طالب كه در آن زمان عمر او به بيست و چهار سال مىرسيد وجود دارد ذكر كرديم . از اين خبر چند نكته مىتوان استفاده كرد : الف : على ، آن مجاهد بزرگ براى مخارج ازدواج و عروسى خود ثروتى نداشت و به همين سبب به جمع‌آورى اذخر از بيابانها پرداخت تا از دسترنج خود در اين راه استفاده كند . اين در حالى است كه او پسر عمو و دست‌پروردهء رسول خدا ( ص ) بود . ب : اين خبر تصريح دارد كه دو شترى كه على ( ع ) داشت از سهميّه‌اى بود كه به عنوان خمس غنايم در اختيار رسول خدا ( ص ) قرار گرفته بود و اين حاكى از آن است كه غنايم بدر مشمول خمس قرار گرفته و نه آن‌گونه كه ابو عبيد در كتاب الاموال مدّعى است به تساوى توزيع شده بود . ج : پيامبر اكرم ( ص ) حتّى در چنين موقعى اجازه خواستن براى ورد به خانهء ديگران را از ياد نبرد . د : اين روايت آثار سوء شراب را بر انسان نشان مىدهد ، چرا كه از حمزه اگر در چنان حالتى نبود ، محال بود كه چنين كارهايى انجام دهد . ه : در آن زمان شراب هنوز به صورت قطعى حرام نشده بود هر چند حكم