همان گونه كه قدرت و توان جنگى مسلمين نيرويى بازدارنده از تهاجم خارجى و عامل دفاع از كيان جامعه در مقابل هر گونه تجاوز است ، عوامل بازدارندهء اجتماعيى از قبيل حدود و قصاص و ديات نيز نيرويى محسوب مىشود كه به وسيلهء آن به رويارويى با رذيلتها در جبههء داخل پرداخته مىشود .
ابن جرير طبرى چنين يادآور است كه ديه در سال دوّم هجرت تشريع شد .
البتّه مفهوم اين سخن آن است كه قصاص نيز بايد در همين زمان تشريع شده باشد ، چرا كه قصاص خود نوعى ديهء معنوى در شرايطى كه قصاص نفس يا عضو صورت نگرفته است محسوب مىشود .
بدين ترتيب در دوّمين سال هجرت با نزول آيات ذيل قصاص تشريع شد :
« دربارهء كشتگان براى شما قصاصى تشريع و تقرير شده است : حر در برابر حر و برده در برابر برده و زن در مقابل زن . پس هر كس از سوى برادرش چيزى [ از قصاص ] به او بخشيده شود پس به همان قدر كه عرف است از او ديه مطالبه خواهد شد و او آن را به برادر خويش به نيكى ادا خواهد كرد . اين تخفيفى از ناحيهء پروردگارتان و رحمتى از اوست پس هر كه پس از اين تجاوز كند و بعد از گذشت از قصاص ديگر بار قصاص بخواهد براى او عذابى دردناك خواهد بود . اى صاحبان خرد براى شما در قصاص زنده بودن است شايد كه پرهيزگارى كنيد » « 3 » .
بىترديد تشريع قصاص يك اصلاح مهم اجتماعى بود چرا كه قصاص از جان افراد انسان در مقابل ديگر انسانها دفاع مىكرد و با اجراى آيين قصاص زندگى همراه با آرامش و حيات آكنده از امنيّتى به وجود مىآمد كه در آن هيچ ستم و تجاوز و افسادى وجود نداشت . همچنين اجراى قصاص به معنى از ميان بردن آيين جاهليّت در ميان مردم بود كه بر اساس آن در مقابل يك نفر گاه هزار نفر كشته مىشد و قاتل يك فرد داراى موقعيّت اجتماعى بالا در مقابل او مورد قصاص قرار نمىگرفت و به جاى آن كسى كشته مىشد كه قبيله و خاندان مقتول او را از ميان
هامش
( 3 ) - بقره / 178 و 179 .