چرا كه او در ساعت گرفتارى و زمانى كه قريش براى خونخواهى و انتقام گرفتن به قصد حمله به مدينه آمده بود ايمان آورد و به چيزى جز آن راضى نشد كه در كنار مؤمنان باشد و پس از آن در صف مجاهدان قرار گرفت و در راه خدا شهيد شد . اين گونه است كه او مردى نيك و نيكوترين يهوديان بود .
رشك و حسد
403 - راست گفت خداوند آنجا كه دربارهء اهل كتاب - عموما و يهود خصوصا - فرمود « گروهى از آنان مردمى درست و ميانهاند و بسيارى از آنان آنچه مىكنند بد است » « 9 » . همين اكثريّت بود كه غوغا و جنجال مىآفريد و همين اكثريّت بود كه با همه لجاجت و سر سختى و حسادت ورزيدن بر مردم خود را نشان مىداد و چون كفى بر روى آب نمايان بود و نمايان ماند ، چه همين اكثريّت يهوديان هستند كه از مردم - در هر جا و در هر زمان - بدشان مىآيد و جز خود را نمىتوانند ببينند .
ما از اين پيش از وضعيّت يهوديان در فرداى غزوه بدر و نيز از كارهايى كه به سبب پيروزى مؤمنان از آنان سر زد سخن گفتيم و ديديم كه چگونه وقتى خير و نيكيى به فرد مورد حسد مىرسد چگونه حسود بر حسادت ، كينه و درنده خويى خويش مىافزايد .
آنان در نخستين سال هجرت به سبب پيمانى كه با رسول خدا ( ص ) داشتند و رشتهء محبّتى كه به سبب همان پيمان ميان آنان و مؤمنان برقرار مىشد سكوت كردند چرا كه آن پيمان آن گروه را در حالى كه دين خود را نيز حفظ مىكردند در جامعهء مؤمنان جاى مىداد و با آن در مىآميخت و بدانان مىگفت : « دين شما از آن خودتان و دين ما نيز از آن خودمان خواهد بود و از اين پس ميان ما و شما هيچ چيز جز دوستى و همكارى بر محور نيكى و تقواى و چيزى جز كمك به همديگر در دفع كسانى كه به مدينه هجوم مىآورند حكمفرما نخواهد بود » .
هامش
( 9 ) - مائده / 66 .