نام و اوصاف او را در تورات نوشته مىيابيد و اينك من نيز گواهى مىدهم كه او رسول خداست و به او ايمان مىآورم ، او را [ بر اساس آنچه در كتاب هست ] مىشناسم و او را تصديق مىكنم » . در اين هنگام بود كه يهوديان خطاب به وى گفتند : « دروغ مىگويى » .
عبد اللّه مىگويد : در پى سخنان آنان من به رسول خدا ( ص ) گفتم : « آيا به تو خبر ندادم كه آنان مردمى دو رو و دروغگويند و اهل حيله و نيرنگ و دروغ و بدكارى . پس اينك من مسلمانى خود و خانواده خود را اعلام مىكنم » .
يهوديان پس از اين ماجرا به عيبجويى از عبد اللّه پرداختند و مىگفتند : « او از اشرار و بدان جامعهء ماست » . اين در حالى بود كه وى - به اعتراف خود آنان - نيكترين ، آگاهترين و عادلترين آنان بود ، امّا آنها پيوسته بدانچه مىدانند كافر مىشوند و آنچه را خود مىدانند كتمان مىكنند .
امّا در مورد دوّمين فرد يعنى مخيرق بايد گفت او از چهرههاى سرشناس يهود و يكى از عالمان برجستهء آن قوم بود . او هم مردى ثروتمند و هم عالم بود و رسول خدا ( ص ) را با اوصافى كه براى او در كتاب آمده بود مىشناخت .
او از كسانى نبود كه دين را يك نژاد مىدانند بلكه از كسانى بود كه به حق ايمان دارند و مىدانند كه حق بيش از هر چيز ديگرى شايستهء پيروى از آن است .
ابن اسحاق مىگويد : « وى كه تحت تأثير ديندارى و علاقه به دين خود بود چون روز احد فرا رسيد خطاب به مردم گفت : « اى جماعت يهود به خداوند سوگند شما خود مىدانيد كه يارى دادن به محمّد يك حق است » . وى سپس سلاح خود را برداشت و به صحنهء نبرد احد آمد و در ميان سپاه رسول خدا ( ص ) قرار گرفت او همچنين به كسان خود وصيّت كرد كه اگر در اين نبرد كشته شود اموالش از محمّد ( ص ) خواهد بود و او هر چه خواهد با آن خواهد كرد .
وى در نبرد بدر جنگيد تا آن كه كشته شد .
رسول خدا ( ص ) پيوسته مىفرمود : « مخيرق بهترين فرد يهوديان است » ،
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 436
مساهمون: حسين صابري
ص٤٣٦