تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩

اخراج منافقان از مسجد

400 - ابن اسحاق مىگويد : روزى گروهى از منافقان در مسجد گرد آمدند و رسول خدا ( ص ) آنان را مشاهده كرد كه ميان خود با همديگر آهسته گفتگو مىكنند و در گوش همديگر زمزمه دارند . پس دستور فرمود و آنان با برخوردى شديد از مسجد رانده شدند ، چنان كه گاه مؤمنى پاى منافقى را مىگرفت و او را به بيرون مىكشيد ، گاه گريبان او را به سوى خود مىكشيد و ضربات سيلى بر صورت او وارد مىآورد و مىگفت : « اف بر تو اى منافق خبيث ، اى منافق از همان راه كه به مسجد رسول خدا آمده‌اى برگرد » ، گاه مؤمنى به سراغ منافق ريش بلندى مىرفت و ريش او را در دست مىگرفت و با كشيدن آن وى را به دنبال خود مىكشاند و از مسجد بيرون مىراند و گاه نيز مؤمنى موى بلند سر منافقى را مىگرفت و او را بشدّت مىكشيد و علاوه بر اين برخى نيز از پشت سر به بيرون مسجد هل داده مىشدند . اين شدّت در برخورد با شدّت در گفتار نيز همراه بود و كلماتى از اين قبيل به ميان مىآمد كه « اى منافق دوباره به مسجد رسول خدا ( ص ) نزديك نشوى كه تو نجسى » يا از اين قبيل كه « شيطان و فرمان او بر تو غلبه كرده است » . اين منافقان و ديگر يهوديانى كه هنوز بر عقيدهء خود باقى بودند بيش از هر كس ديگر به رسول خدا ( ص ) آزار مىرساندند ، زيرا منافقان در صفوف مؤمنان رخنه مىكردند و با گوشهاى شنوايى كه در ميان مؤمنان داشتند ترديد و ضعف و شكست را در ميان آنان مىپراكندند ، آن‌سان كه خداوند مىفرمايد : « آنان اگر مىخواستند همراه شما براى جنگ بيرون بيايند از قبل توشهء آن را آماده مىكردند ، امّا [ مسأله آن است كه ] خداوند بيرون آمدن آنان را براى جنگ دوست نداشته و آنان را از اين مهم فرو نشانده است و بدانان گفته شده است با آنان كه نشسته‌اند بنشينند . اگر آنان در ميان شما بيرون مىآمدند جز گسيختگى و ضعف بر شما نمىافزودند و در ميان شما نفوذ مىكردند و فتنه برپا مىكردند بويژه در
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 429 | حسين صابري / محمد أبو زهرة