در ابتدا اظهار مسلمانى مىكردند و پس از آن از دين برمىگشتند تا الگوى بدى و بد الگويى براى مسلمانان باشند بدان اميد كه آنان از دين برگردند .
فسادانگيزى يهوديان در ميان مسلمين
401 - از مدتها پيش هميشه جنگ ميان اوس و خزرج برپا بود تا آن كه اسلام به مدينه آمد و خداوند بدان وسيله ميان آنان وحدت برقرار كرد و دلهاى آنان را به هم نزديك ساخت و بدين ترتيب قدرتى از آنان شكل گرفت .
در اين ميان يهوديان كه از آن دشمنى ديرين ميان اين دو طايفه خبر داشتند به طرح مسائلى مىپرداختند كه آتش كينه را كه خاموش شده بود دوباره شعلهور سازند و البتّه در هر يك از اين دو طايفه كسانى بودند كه به سبب سستى ايمان يا بقاياى تعصّبات جاهلى و يا بر سر ثروتهايى كه پس از جنگ به دست آنان مىافتاد گوشهاى شنوايى براى يهوديان و مكر و حيلهء آنان بودند .
مردى از سران و سالمندان يهود به نام شماس بن قبس كه كينهاى فراوان و سعادتى بىحد در دل داشت از مسألهء پيروزى محمّد و كرامتى كه خداوند در جنگ بدر به وى ارزانى داشته بود ترسان و نگران شد و از اين نيز احساس وحشت كرد كه مىديد اوس و خزرج كه زمانى جداى از همديگر و رودرروى هم قرار داشتهاند اينك با هم متّحد شده و به يارى يكديگر مىپردازند و با استفاده از اين همكارى قدرتى به وجود آوردهاند كه مىتوانند به وسيلهء آن ثابت و استوار بمانند . وى چون اين حالت را مشاهده كرد و وحدت آنان بر گرد محور اسلام را ديد گفت : « اينچنين خاندان بنو قيله در اين سرزمين همدست يكديگر شدهاند ! به خداوند سوگند اگر ميان تودههاى اين مردم وحدت و آرامش برقرار باشد ما ديگر نمىتوانيم در كنار آنان بمانيم » .
اين مرد خبيث چارهاى انديشيد و حيلهاى به كار بست . وى تنها راه را آن ديد كه اختلافات گذشتهء آنان را تازه كند . او به همين دليل ماجراى نبرد بعاث را كه ميان