حتّى قبل از بعثت در كارهاى خود به او مراجعه مىكردند و از هدايت و راهنمايى او سود مىجستند - به خطا رود و آنگاه از جانب خداوند به آنچه درست است توجّه داده شود در بردارنده دو درس براى اهل بصيرت و عبرت است :
الف : هيچكس نبايد به رأى خود مغرور شود و خودرأى باشد و آنچه را خود انديشيده تنها رأى درستى بداند كه هيچ خطا در آن راه ندارد . به عبارتى ديگر انسان نبايد آنچه را خود مىداند « علم » و آنچه را ديگران مىدانند « جهل » بداند .
ب : هيچكس نمىبايد بويژه در انديشههاى اجتماعى خويش خودرأى مىباشد و آنسان بگويد كه فرعون گفت : « بر هيچ عقيدهاى شما را نيابم مگر آنچه خود بدان عقيده دارم و به هيچ راهى رهنمونتان نشوم مگر راه درستى و راستى » « 39 » .
بنابراين بر ما جامعهء مؤمن است كه آداب الهى بياموزيم و به خود و جامعهء خويش اجازهء غرور و خودرأيى ندهيم و گرنه بديها در حاضر و آيندهء اين امّت حكمفرما شود ، بلكه بايد شخصيّت رسول خدا ( ص ) براى ما اسوهاى و الا و شايسته باشد نه آن كه فرعون براى ما شخصيّتى باشد كه در پى او رويم ، چرا كه حق براى پيروى كردن از آن شايستهتر است .
ما امروز در عصر خود برادران فرعون را مىبينم كه دوست دارند آنچه ديگران براى آنها مىنويسند [ و در ظاهر نوشتهء آنان است ] به سان آياتى از قرآن تلاوت و خوانده شود . اين فرعونيان با اين برخورد غرورآميز و خودمحورانه با مردم خويش و با سر فرود آوردن در مقابل ديگران ملّتها خود را در بدترين جايگاه و زشتترين سراى جاى دادهاند و اين بسيار فرجام بدى است . « در اين آيات مايهء تذكر و يادآوريى است براى هر كه داراى دلى باشد يا گوش فرا دهد و [ حق را ] ببيند » « 40 » .
هامش
( 39 ) - غافر / 29 .
( 40 ) - ق / 37 .