تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
بود ، البتّه نه در آزاد كردن اسيران با دريافت فديه يا بدون آن بلكه در اين كه آنان قبل از آن كه خونريزى در ميان دشمن به پا كنند و قبل از آن كه با زخمهاى كاريى كه به مشركان وارد مىآورند آنها را از ايجاد جنگى ديگر عليه خود ناتوان سازند يا چنين جنگى را براى آنان - به سبب كشته‌هايى كه جنگ از آنان مىگيرد - گران و سنگين قرار دهند اسير گرفته‌اند . چه تنها در چنين صورتى مىتوانند اسير بگيرند و در آنجاست كه با دريافت فديه يا بدون آن نسبت به آزادى آنها اقدام خواهند كرد ، آن گونه كه در قرآن كريم مىفرمايد : « وقتى با كافران روبرو شديد آنان را گردن بزنيد و چون آنها را با خونريزى زمين‌گير ساختيد ، ريسمانها [ ى اسارت را بر آنان ] محكم ببنديد و پس از آن يا بر آنان منّت خواهيد نهاد و يا از آنان فديه خواهيد گرفت [ و آزادشان خواهيد كرد ] تا آن كه جنگ بارهاى خود را فرو گذارد [ و اندكى از بار مالى آن با اين فديه گرفتن جبران شود ] » « 36 » . 394 - در اينجا تذكّر سه نكته لازم است : الف : مراد از آيه « اگر قانونى كه خداوند از اين پيش مقرّر داشته است نبود در آنچه در پيش گرفتيد عذابى بزرگ به شما مىرسيد » « 37 » همان سنّت الهى است كه مىگويد هيچ مجازاتى وجود ندارد مگر در موردى كه دستور صريحى دربارهء منع رسيده باشد و اين در حالى است كه تا آن زمان ( يعنى تا جنگ بدر ) دستور صريحى دربارهء منع اسير گرفتن وجود نداشت و بنابراين آنچه رسول اكرم ( ص ) انجام داد يك اجتهاد و يك برداشت بود و در اجتهاد خطا مجازاتى نيست . ب : بسيارى از نويسندگان قديم و در پى آنان نويسندگان معاصر گفته‌اند اين آيه در موافقت با رأى عمر بن خطاب دربارهء اسيران نازل شد در حالى كه به عقيده ما آيه قرآن موافقتى با رأى عمر ندارد زيرا در اين آيه با اصل اسير گرفتن قبل از خونريزى مخالفت شده در حالى كه عمر در نظر خود متعرّض چنين چيزى نشده و
هامش
( 36 ) - محمد / 4 . ( 37 ) - انفال / 68 .