تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
الوهيّت مسيح و تثليث ايمان آورده بودند نيز مىشود ، آن‌سان كه قرآن خود ، اهل كتاب را در رديف كافران قرار داده ، مىفرمايد : « آنان كه گفتند خداوند همان عيسى بن مريم مسيح است كافر شده‌اند » « 33 » . و « آنان كه گفتند خداوند يكى از آن سه است كافر شده‌اند » « 34 » . ديگربار به بحث خود باز مىگرديم و يادآور مىشويم كه رسول خدا ( ص ) برخى از كسانى را كه خيرى در آزادى بلاعوض آنان بود و يا قادر به پرداخت فديه نبودند بدون فديه آزاد كرد كه از اين جمله مىتوان به مطلب بن حنطب بن حارث از بنى مخزوم ، صيفى بن رفاعة بن عائد از بنى مخزوم و ابو عزه عمرو بن عبد اللّه بن عثمان نام برد كه مردى عائله‌مند بود و رسول خدا از او پيمان گرفت به پشتيبانى هيچ‌كس عليه او نپردازد . امّا وى كه مردى شاعر و انديشمند بود از اين پيمان سر برتافت و مشركان انديشهء او را به بازى گرفتند و به ميان آنان برگشت . اين در حالى بود كه وى پيش از اين به اسلام نزديك شده و يا به اين آيين در آمده بود ، چه ، وى هنگامى كه رسول خدا ( ص ) بدون دريافت فديه او را آزاد كرد در مدح آن حضرت قصيده‌اى گفت كه در آن چنين آمده است : « چه كسى اين پيام را از من به محمّد مىرساند كه تو حقى و تو پادشاهى ستوده‌اى ؟ » . همين فرد در جنگ احد نيز براى دوّمين بار اسير شد و اين بار نيز از رسول خدا ( ص ) خواست تا او را بدون دريافت فديه آزاد كند ، امّا آن حضرت فرمود : « تو را وا نمىگذارم كه دستى بر سبيل خود بكشى و بگويى دو بار محمّد را گول زدم » . روايت مىشود كه در همين‌جا بود كه رسول اكرم ( ص ) فرمود : « مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمىشود » . كوتاه سخن آن كه خداوند اين اختيار را به رسول خود داده بود كه هرگونه
هامش
( 33 ) - مائده / 17 و نيز 72 . ( 34 ) - همان / 73 .