تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
كه هيچ يك از صحابه دلگير و آزرده‌خاطر نشود و يا كسى سخنى در دل نداشته باشد مسألهء آزادى او را به صحابه واگذارد و بدانان فرمود : « اگر صلاح مىدانيد كه اسير اين زن [ زينب ] را آزاد كنيد و فديه‌اش را نيز به او برگردانيد اين كار را انجام دهيد » . در اينجا دو نكته دربارهء ماجراى ابو العاص قابل توجّه است : الف : رسول خدا ( ص ) چنين مصلحت ديد كه از آن پس زينب در مكّه و در خانهء ابو العاص نماند و در همين مورد نيز از او تعهّد گرفت كه با برگشتن به مكّه اجازه دهد زينب آنجا را ترك گويد و به مدينه بيايد و او نيز به اين تعهّد خود عمل كرد . ب : در آن زمان هنوز فرمان خداوند داير بر جدا كردن زنان مسلمان از مردان غيرمسلم به دليل حلال نبودن براى آنان نازل نشده بود زيرا اين فرمان پس از صلح حديبيّه نازل شد و در آنجا بود كه خداوند فرمود : « اى مؤمنان اگر زنان مؤمن مهاجر به ميان شما بيايند آنان را بيازماييد [ و البتّه ] خداوند به ايمان آنان آگاهتر است . پس اگر دريافتيد كه آنان مؤمنند آنها را به ميان كفّار برنگردانيد كه نه آن زنان براى آنها حلال و نه آنها براى اين زنان حلال هستند . [ در اين صورت پس از نگهداشتن اين زنان ] آنچه را آن مردان براى مهر آنان داده‌اند به آنها پس دهيد و پس از آن پروايى بر شما نخواهد بود كه با پرداخت مزدها [ مهرها ] ى آن زنان با آنان ازدواج كنيد . دست در آغوش زنان كافر نشويد و آنچه را بدانان داده‌ايد باز ستانيد و آنان [ شوهران زنان مسلمان كه خود كافرند ] نيز آنچه داده‌اند باز ستانند اين حكم خداوند است كه ميان شما حكم مىكند و خداوند آگاه و حكيم است » « 32 » . در اين آيات به سبب تحريم زنان بر شوهران آنها يعنى كفر شوهران تصريح شده و مىفرمايد : « آنان را به ميان كفار برنگردانيد » . در اينجا خداوند نفرموده است كه آنان را به ميان مشركان برنگردانيد بلكه از كافران سخن گفته است ، واژه‌اى كه شامل مشركان و همچنين يهوديان و مسيحيان كه به محمّد كافر شده و به
هامش
( 32 ) - ممتحنه / 10 .
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 411 | حسين صابري / محمد أبو زهرة