پسنديده مىنمود .
پيامبر اكرم پس از كشتن اين دو تن براى آزادى اسيران ثروتمند بنى هاشم از آنان فديه گرفت و در اينباره سختگيرى كرد و از پذيرش هر راهى جز پرداخت فديه از سوى آنان خوددارى فرمود .
بهترين گواه اين حقيقت گفتگوى رسول خدا ( ص ) با عبّاس عموى خود است كه وى را دوست مىداشت و از اسارت و از در زنجير بودن او دردمند مىشد .
عبّاس [ براى نپرداختن فديه ] مدّعى شد كه وى قبل از اين اسلام آورده و با اكراه و نه براى جنگ به منطقه آمده است . امّا رسول اكرم ( ص ) در پاسخ او فرمود : « آنچه بر ما حجّت است ظاهر توست و خداوند خود به مسلمانى تو آگاهتر است و تو را جزاى خير خواهد داد . او ديگربار مدّعى آن شد كه ثروتى ندارد تا فديهء آزادى خويش را از آن پرداخت كند و عقيل و نوفل دو پسر برادرش نيز چنين وضعيّتى دارند . امّا اينبار هم رسول اكرم ( ص ) به وى پاسخ فرمود كه « پس آن مالى كه نزد امّ الفضل گذاشتى و گفتى كه اگر در اين سفر كشته شوم اين مال از آن فرزندانم فضل ، عبد اللّه و قثم باشد كجاست ؟ » عبّاس [ كه از اطّلاع داشتن پيامبر ( ص ) از اين اموال شگفتزده شد ] گفت : « به خداوند سوگند من اينك مىدانم كه تو رسول خدايى چرا كه اين مسأله را كسى جز من و ام الفضل نمىدانست » .
رسول خدا ( ص ) براى آزادى عبّاس و دو پسر برادرش عقيل و نوفل صداوقيه طلا از يكى از همپيمانان او به نام عتبة بن عمرو - از خاندان بنى حارث بن فهر - ستاند .
بدين ترتيب پيامبر ( ص ) فديههاى آزادى اسيران را گرفت و هيچ ثروتمند و غيرثروتمندى را از اين قاعده مستثنى نكرد مگر آنان كه به اسلام آورد نشان اميد بود و يا آنان كه در مقابل آزادى اسير خود اسيرى از مسلمانان را بدون پرداخت فديه
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 409
مساهمون: حسين صابري
ص٤٠٩