به هر حال رسول خدا ( ص ) دستور فرمود صرفنظر از اين كه فرجام اسيران چه خواهد شد با آنان خوشرفتارى شود . در پرتو همين رهنمود ، اسيران در خانههاى انصار استقرار يافتند ، آنسان كه گويا در ميهمانى به سر مىبرند و نه در اسارت تا آنجا كه حتّى انصار اسيران را در خوراك بر خاندان و زن و فرزندان خويش مقدّم مىداشتند و اسيران نيز اين نكته را استنباط و از خوردن شرم مىكردند امّا مردان انصار بر آنان اصرار مىكردند كه بخورند . اينگونه بود كه آنان هر چند خود تنگدست و نيازمند بودند ، امّا به ديگران ايثار مىكردند .
392 - رسول خدا ( ص ) از ميان همه اسيران تنها به قتل عقبة بن ابى معيط و نضر بن حارث فرمان داد و دليل اين فرمان آن بود كه آن دو از فرماندهان سپاه دشمن در اين نبرد بودند و علاوه بر آن عقبه همان كسى بود كه پس از نجات كاروان و پس از آن كه برخى از بزرگان قريش چون اميّة بن خلف و عقبة بن ابى ربيعه مىخواستند به همين مقدار بسنده كنند و به پاس حرمت خويشاوندى از جنگ خوددارى ورزند به تحريك ديگران به نبرد پرداخت .
شعبى روايت كرده است كه چون رسول خدا ( ص ) به قتل عقبه فرمان داد وى گفت : « اى محمّد ، آيا از ميان همهء قريش تنها مرا مىكشى ؟ » فرمود : « آرى » .
سپس رسول اكرم رو به اصحاب خويش كرد و فرمود : « آيا مىدانيد اين مرد با من چه كرده است او يك بار در حالى كه من در پشت مقام ابراهيم در سجده بودهام پايش را روى گردنم گذاشته و آنقدر فشرده است كه فكر كردم سرم گيج مىرود و نيز مىدانيد كه او يك بار ديگر هم در حالى كه من در سجده بودهام شكنبهء گوسفندى بر روى سر من انداخته و پس از آن فاطمه آمده و آن را از روى سرم برداشته است ؟ » .
نضر بن حارث نيز چنين كسى بود . او پرچمدار سپاه مشركين در اين نبرد بود و به همين سبب كشتن او به دليل آزارهايى كه به مسلمانان روا داشته بود و نيز به علّت خوارى و زبونيى كه در اين كار براى مشركان وجود داشت عملى
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 408
مساهمون: حسين صابري
ص٤٠٨