تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 397

مساهمون:

ص٣٩٧
كنيم ؟ به خداوند سوگند اگر عباس را ببينم شمشير خود را در كام او فرو خواهم برد » . اين سخن به رسول خدا ( ص ) رسيد و او را آزرده خاطر ساخت . پس دردمندانه خطاب به عمر بن خطاب فرمود : « آيا شمشير به روى عموى پيامبر كشيده مىشود ؟ » . اين سخن رسول خدا ( ص ) به موضع آميخته به توجّه و عطوفت عبّاس با پيامبر ( ص ) و نيز بدان اشاره دارد كه وضعيّت كسانى چون او با كسانى چونان ابو لهب متفاوت است . ابو حذيفه ( كه شايد اين سخن را به علّت كشته شدن پدرش در سپاه مشركين گفته بود ) [ با شنيدن فرمودهء رسول خدا ( ص ) بشدت پشيمان شد و بعدها نيز پيوسته مىگفت : « من از آن سخنى كه در آن روز گفته‌ام ايمن و آسوده خاطر نمىشوم و هميشه نيز از آن مىترسم مگر آن كه شهادت آن را پاك كند » . و بدين ترتيب در نبرد « يمامه » شهيد شد و به آرزوى خود رسيد . در نبرد بدر در پاسخ به دعوت رسول خدا ( ص ) به هيچ يك از افراد بنى هاشم كه در جنگ شركت كرده بودند آسيبى نرسيد ، زيرا آنان بستگان رسول اكرم ( ص ) بودند و در خلال ساليان مبارزه در مكّه آن حضرت را مورد توجّه و مراقبت خود قرار مىدادند و در همهء گرفتاريها با او همدردى مىكردند و از ديگر سوى اين نبرد به آن دليل عليه قريش صورت نمىگرفت كه كافرند بلكه به دليل ستم و تجاوز آنان صورت مىگرفت و اين در حالى بود كه بنى هاشم هيچ ستم و تجاوزى به مسلمانان روا نداشته بودند و به همين سبب نيز پيامبر در مورد آنان چنين چيزى را از سپاهيان خود خواست . ابو البخترى نيز كه رسول خدا فرمان پرهيز از قتل او را داده بود داراى موضع آشكار و درخشانى در نقض پيمان محاصرهء پيامبر و بنى هاشم بود و بدين ترتيب در اين سختى به آن حضرت كمك كرده بود . در طول نبرد مجذر بن زياد بلوى همپيمان انصار با او برخورد كرد و به وى