آنان و نيز اين حقيقت را از ياد نبرد كه جز او پاداش احسان بنى هاشم احسان و نيكى به آنان است ، چه آنان بودند كه كنار رسول اكرم ( ص ) در رنج و مشكلى كه او داشت با وى شريك شدند و در حالى كه بر آيين قريش بودند به خاطر همين ابراز همدردى از سوى قريش در شعب ابى طالب در محاصره قرار گرفتند . با چنين وضعى اكنون رسم وفا و جزاى نيكيهاى آنان نبود كه رسول خدا ( ص ) آنان را در ميدان نبرد به قتل برساند ، بويژه آن كه آنان داوطلبانه براى جنگ نيامدهاند و بلكه با اكراه به اين كار كشانده شده بودند .
همچنين در ميان سپاه قريش كسانى بودند كه مسلمانان را آزار نداده و بلكه در اين راه كوشيده بودند كه محاصرهء بنى هاشم و بنى مطلب را بشكنند . اين در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) كسى نبود كه نيكى نيكوكارى را نسبت به خود از ياد ببرد با آن كه خداوند مىفرمايد : « آيا پاداش نيكى جز نيكى كردن است ؟ » « 23 » .
در ميان مشركان عبّاس بن عبد المطّلب را مىديديم ، همان مردى كه در هنگام بيعت اوس و خزرج با رسول خدا در عقبهء منى با آن حضرت مىرفت تا از اين مطمئن شود كه مردم يثرب خواهند توانست از او حمايت و دفاع كنند . با چنين وصفى آيا پيامبر مىتوانست اجازه دهد شمشير سربازان مسلمان بر او فرود آيد ؟
روشن است كه پاسخ اين سؤال منفى است و به همين دليل نيز آن حضرت به سپاه خود فرمود : « من اطّلاع يافتهام كه برخى از بنى هاشم و ديگران به اكراه به نبرد آورده شدهاند و ما نيازى به جنگ با آنها نداريم . پس هر كس كسى از بنى هاشم را بيابد وى را نكشد ، هر كس با ابو البخترى مواجه شود او را نكشد و هر كس عبّاس بن عبد المطّلب را ببيند وى را نكشد » .
در اين هنگام يكى از كسانى كه برخى از بستگان او كشته شده بودند يعنى ابو حذيفه گفت « 24 » : « آيا ما پدران و فرزندان و برادران خود را بكشيم و عباس را رها
هامش
( 23 ) - الرحمن / 60 .
( 24 ) - چنين به نظر مىرسد كه اين اظهارات از سوى ابو حذيفه در حضور پيامبر نبوده است .